قصه های صوتی شب بخیر کوچولو از مریم نشیبا

شب بخیر کوچولو با صدای مریم نشیبا، قصه های صوتی مریم نشیبا، قصه های جدید شب بخیر کوچولو، دانلود قصه های بانو نشیبا، کانال شب بخیر کوچولو

توضیحات بیشترتوضیحات کمتر
قصه-صوتی-هوهوی-جغد-خاکستری-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۳:۲۸
دانلود
جنگل پر از هیاهو و سر و صدا بود. روی درخت ها پرنده ها لانه کرده بودند. آقا کلاغه یک روز به همه پرنده ها گفت نمی دانم چرا اینقدر آقا جغده تنبله و همیشه و همه روز ها در خواب بسر می بره؟ آقا کلاغه توی جنگل چرخی زد و به همه حیوانات گفت که جغد چقدر می...
قصه-صوتی-مشکل-جنگل-سبز-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۲:۱۷
دانلود
در یک جنگل سبز و بزرگ، آقای شیر یک تصمیم مهم گرفته بود. شیرکه می دید از همه بزرگتره به همه زور می گفت و به همه دستور می داد و می گفت کارهای من رو انجام بدهید. حیوان ها دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند، یک مسابقه بین جیرجیرک و شیر برگزار کنند. داستان"...
قصه-صوتی-وزوزی-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۲:۰۵
دانلود
وزوزی داستان ما زنبوری بود که بلد بود اعداد را بشمارد. یک روز گل سرخ از او خواست که گلبرگ های او را بشمرد و بعد گل صورتی از او خواهش کرد که گلبرگ هایش را بشمارد و گل های بعدی هم خواستند که گلبرگ هایشان را بشمارد.... این برنامه در فصل زمستان پخش شده...
قصه-صوتی-بوق-بوق-بازم-بوق-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۳۷
دانلود
دو تا داداش دوقلو در روزهای شلوغ عید با پدرشون برای خرید رفتند. ماشین ها توی خیابون حسابی بوق می زندندو بچه ها از پدرشون خواستند که اونهم بوق بزنه اما پدر برای بچه ها توضیح داد که بوق زدن الکی کار خوبی نیست. در این داستان به نویسندگی شهربانو...
قصه-صوتی-ماجرای-مهمونی-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۳۲
دانلود
خونه علی کوچولو توی ماه فروردین شلوغ بود چون دایی محمد به خونه اونها اومده بود. علی کوچولو و پسر دایی ماهان که هم سن بودند ،بدون توجه به بقیه با صدای بلند شروع به بازی می کردند. در این برنامه خانم نشیبا داستانی در مورد بچه هایی که بدون توجه به بقیه...
قصه-صوتی-باغچه-زیبا-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۱۷
دانلود
نرگس کوچولو دوست داشت که توی باغچه حیاطشان گل داشته باشند اما توی حیاط و توی باغچه گل نبود. نرگس به مادرش اصرار کرد که توی باغچه گل بکارند و نرگس کوچولو قول داد که از گیاهان و گل ها مراقبت کند. داستان"باغچه زیبا" با اجرای خانم مریم نشیبا د رصدا و...
قصه-صوتی-کوله-بار-پاییز-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۹:۳۲
دانلود
آخرین روزهای فصل پاییز بود و پاییز خیلی عجله داشت تا به طرف دیگر زمین برود. چهار فصل، چهار برادری بودند که همدیگر را به ندرت می دیدند و هر کدام که می آمدند دیگری می رفت. صدای قطار زمان رسید و پاییز آماده رفتن شد. پاییز قلم موهای خوش رنگش را برداشت و...
قصه-صوتی-دخترک-مهربون-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۲۵
دانلود
زهرای داستان ما دوست داشت به همه کمک کند و صبح ها که پدر و مادر سر کار می رفتند زهرا پیش پدر بزرگ ومادر بزرگ در طبقه پایین می رفت. یک روز مادربزرگ تصمیم گرفت برای زیارت به مشهد برود و پدر بزرگ تنها شد . روزها زهرا و پدر بزرگ با هم به پارک می رفتند و...
قصه-صوتی-مواظب-باشید-بچه-ها-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۹:۱۴
دانلود
پویا کوچولو همیشه با پدر بزرگش به پارک می رفت و با بچه ها و دوستانش بازی می کرد. پویا با یکی از دوست هاش به اسم علی کوچولو مشغول بازی شد. اما چیزی نگذشته بود که تشنه شدند و برای خوردن آب به سمت دیگر پارک رفتند اما موقع برگشتن راه را گم کردند.این...
قصه-صوتی-کار-خوب-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۱۱
دانلود
محمد جواد و زهرا دو تا خواهر و برادر دو قلو بودند که هر دو به پدرشان قول داده بودند که در ماه رمضان کارهای خوب انجام بدهند. زمانی که ماه مبارک رمضان داشت تمام می شد پدر بچه ها را صدا زد و گفت "خب ببینم کارهای خوبی که در این ماه انجام داده اید کدام...
قصه-صوتی-جایزه-مهشید-کوچولو-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۹:۲۸
دانلود
مادر بزرگ کوکب همه ساله در روز عید فطر همه بچه ها و نوها یش را دعوت می کرد. مادر بزرگ اون شب برای نوه های روزه اولی و همینطور برای مهشید کوچولو جایزه گرفته بود اما مهشید کوچولو هنوز به سن تکلیف نرسیده بود.این برنامه در ایام عید سعید فطر پخش شده است...
قصه-صوتی-شیرینی-خوشمزه-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۱۸
دانلود
یک گونی برنج توی مغازه برنج فروشی مدتها تنها مانده بود و همه دوست هاش رفته بودند. روزی مردی گونی برنج را خرید و و آنرا به آسیاب برد تا آرد درست کند. و بعد آرد را به شیرینی فروشی برد و سفارش نان برنجی داد. وقتی نان برنجی ها آماده شد مرد مهربان شیرینی...
قصه-صوتی-رانندگی-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۸:۰۳
دانلود
بابا محمد تازه ماشین خریده بود و وقتی بابا به خونه اومد محسن خیلی خوشحال شد. محسن خیلی دوست داشت رانندگی کند و از پدرش خواست که پشت فرمان بنشیند. اما پدر خندید و برای محسن توضیح داد که کسی که رانندگی می کند باید گواهی نامه داشته و بزرگ شده باشد....
قصه-صوتی-بابا-بزرگ-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۲۷
دانلود
مریم کوچولو داستان ما، بابابزرگ پیر ومهربانی داشت و خیلی خیلی بابابزرگش را دوست داشت. مریم و بابا بزرگ با هم پارک و گردش می رفتند. یک روز مریم و پدر بزگش با هم به پارک رفتند. پارک خیلی شلوغ بود اما تا پدر بزرگ رسید چند نفر جوان از روی صندلی بلند...
قصه-صوتی-لانه-گرم-مورچه-کوچولو-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۲۲
دانلود
علی کوچولو به مادر بزرگ توی رسیدگی به حیاط و باغچه کمک می کرد. علی کوچولو داشت به مادرش کمک می کرد که هوا ابری شد و علی کوچولو با دیدن یک مورچه فکر کرد، برای مورچه کوچولو لانه ایی درست کند. اما مادر بزرگ برای علی کوچولو توضیح داد که مورچه ها زیر...
قصه-صوتی-اتل-متل-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۲۲
دانلود
بعد از ظهر یک روز زمستانی بچه ها به خاطر هوای سرد توی خانه بودند و نمی توانستند بیرون بازی کنند. علی و فاطمه و مریم ومینا چهارتا دختر خاله و پسرخاله بودند. بچه ها توی خانه خاله جمع شده بودند ودوست داشتند که بازی کنند. اما باید بی سرو صدا بازی می...
قصه-صوتی-کی-به-درخت-بلوط-آب-داد؟-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۲:۴۹
دانلود
قاصدکی توی هوا می چرخید و حرکت می کرد و دوست داشت که به جنگل سبز برسد. قاصدک که خسته شده بود می خواست روی کوهی بنشیند که گردبادی قاصدک را از کوه پایین انداخت. قاصدک از بالای کوه توی صحرایی خشک و بی آب و علف افتاد. کنار قاصدک درخت بلوط بزرگی بود که...
قصه-صوتی-آدم-برفی-غصه-نخور-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۲۸
دانلود
خورشید داشت به زمین می تابید و زمین را گرم می کرد. که صدای گریه ای را شنید. خورشید خانوم دقت کرد و دید که پشت درخت یک آدم برفی قایم شده و داره گریه میکنه. آدم برفی از خورشید می ترسید اما خورشید با مهربانی برای آدم برفی توضیح داد که تو اگر آب هم بشی...
قصه-صوتی-نذر-پدر-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۲۱
دانلود
نسیم کوچولو با پدر و مادرو مادربزرگش برای زیارت به حرم حضرت معصومه سلام اله علیه رفته بودند. اما نسیم کوچولو آن قدر حواسش به بادبادک ها پرت شد که دست مادرش را ول کرد و گم شد. نسیم گریه می کرد و یک خانم مهربان او را به بخش اطلاعات حرم برد. این برنامه...
قصه-صوتی-پسر-راستگو-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۱۹
دانلود
سعید کوچولو با خانواده اش زندگی می کرد. یک روز مادر سعید برای سر زدن به مادربزرگ سعید که کمی مریض بود آماده شد. نوید ومادرش برای مراقبت از سعید به خانه آنها آمدند. نوید و سعید داشتند بازی می کردند. بچه ها گلدانی شکستند، و گلدان را زیر تخت پنهان...

صفحه‌ها

پرسش و پاسخ
اپلیکیشن قصه های صوتی رادیوکودک
به راحتی می توانید با نصب اپلیکیشن قصه های صوتی رادیوکودک به بیش از ۵۰۰ قصه صوتی دسترسی پیدا کنید، به راحتی آن ها را گوش کنید، ذخیره بفرمائید و در نهایت اگر لازم دونستید دانلود نمائید.
لیست کامل بیش از ۷۰ قصه صوتی از پگاه قصه گو
در این صفحه شما می توانید بیش از ۷۰ قصه صوتی از پگاه قصه گو را گوش کرده، ذخیره و دانلود کنید. البته پیشنهاد می کنیم ابتدا اپلیکیشن رادیوکودک را دانلود کنید و از طریق آن به راحتی به قصه های صوتی خود گوش فرا دهید.
لیست کامل قصه های شب با صدای مریم نشیبا
البته که شما می توانید در صفحات دیگر قصه های شب با صدای مریم نشیبا را نیز گوش کنید و از صدای او مثل همیشه لذت ببرید. البته که با نصب اپلیکیشن رادیو کودک کار خود را راحت تر می کنید.
اپلیکیشن را نصب کنید