رادیو کودک

در این سرویس شما می توانید به دریایی از پادکست در زمینه های کودک، تغذیه، خانواده و سلامتی، داستان های صوتی، بازی های رایگان و ... دسترسی داشته باشید.

توضیحات بیشترتوضیحات کمتر
سلام من مینا مهدوی هستم دختری دارم تقریبا ۲ سالش هست و میخوام بفرستمش مهدکودک. ما سمت میدان کاج هستیم. من هرچی بررسی می کنم متوجه نمی شم کدوم مهدکودک مناسب هست. اگر کسی تجربه ای در مهدکودک داره لطفا با من تماس بگیره شماره تلفن من اینجا هست...
با عرض سلام و روش خوش خدمت مادر و پدرهای مهربان و جویای اوضاع فرزندانشون من ۲ سال هست که پسرم را در مهدکودک ای در سعادت آباد ثبت نام کردم. خیلی مهدکودک جذابی نبود. سال اول فوق العاده ولی سال دوم نه چندان. سال دوم برنامه هاشون همه پولی شد. دیگه چیزی...
با سلام خدمت مامان و باباهای عزیز ما از تبریز به تهران اومدیم و نیاز دارم یه مهدکودک خوب برای فرزندانم پیدا کنم. چند تا مهدکودک سمت شهرک غرب رو بررسی کردم، به آیشین، شادلین، قند عسل و همین مهدکودک راه سعادت رسیدم. اولین سوال اینکه راه رشد و راه...
قصه-صوتی-رنگین-کمان-چه-قشنگه-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
موش کوچولو ایی توی جنگلی با پدر و مادرش زندگی می کرد .موش کوچولو با دوست هاش که خرس کوچولو و سنجاب کوچولو بودند بازی می کرد. یک روز بارانی بچه ها نتوانستند بیرون بروند و منتظر قطع شدن باران شدند. مادر موش کوچولو به او گفت که بعد از باران رنگین کمان...
قصه-صوتی-عروسک-های-مرجان-کوچولو-با-صدای-مریم-نشیبا
مرجان کوچولو چهار ساله بود و یک عالمه اسباب بازی داشت. مرجان کوچولو خواهر و برادر نداشت و خیلی دوست داشت یک همبازی داشته باشه. مرجان هر وقت حوصله اش سر می رفت از مادرش خواهش می کرد که به خانه خاله برای بازی با دخترش بروند. یک روز خاله به خانه آنها...
قصه-صوتی-رودخانه-زیبا-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
توی جنگل زیبای قصه ما حیوانات با هم با خوبی و خوشی زندگی می کردند. این جنگل دریاچه ایی داشت که آب داخل آن هر روز کم و کمتر می شد و همین مسله همه را نگران کرده بود. دو قورباغه تصمیم گرفتند برای پیدا کردن دلیل کم آبی رودخانه به سرچشمه رودخانه بروند و...
قصه-صوتی-رنگ-و-وارنگ-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
دهقانی توی گاری اش پر از پنبه بود ولی یکدفعه یک تکه از پنبه که به شکل آدمک بود از روی گاری افتاد. آدمک پنبه ایی دنبال گاری دوید، اما به گاری نرسید و از خستگی روی سنگی نشست. آدمک پنبه ایی موجود عجیبی را دید و از او پرسید تو چه جور حیوانی هستی؟ موجود...
قصه-صوتی-روپوش-مریم-کوچولو-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
مریم کوچولو قرار بود به مدرسه برود ولی دل توی دلش نبود که مدرسه ها باز بشوند. مریم کوچولو چند روز مانده به مدرسه کیفش را چیده بود و آماده رفتن بود. مادر مریم قبل از شروع مدرسه او را صدازد و اندازه های او را گرفت و فردا صبحش، مانتو آبی خوشگلی آماده...
قصه-صوتی-زیر-خاک-بهتره-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
توی دل خاک یک کرم کوچک با مادربزرگش زندگی می کرد و همیشه دوست داشت روی زمین و زیر آفتاب زندگی کند و هر چقدر که مادر بزرگ برایش توضیح میداد که دنیای بالا برای ما خطر دارد کرم کوچولو متوجه نمی شد که نمی شد. مادربزرگ به کرم کوچولو گفت که یک روز که...
قصه-صوتی-روباه-کوچولو-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
توی یک جنگل زیبا و توی یک روز قشنگ روباهی با خانواده اش به جنگل آمدند،اسم بچه خانواده دم کپلی بود و چون تازه به جنگل آمده بودند خجالت می کشید با بچه ها بازی کنند و بیرون برود. یک روز دم کپلی به اصرار مادرش بیرون رفت و پشت بوته ها قایم شد تا بچه...
قصه-صوتی-رنگین-کمون-چه-زیباست-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
در جنگل زیبایی در فصل پاییز حیوانات دور هم جمع شدند تا قبل از سرد شدن هوا با هم بازی کنند. حیوانات جنگل با هم ناهار خوردند و بعد از غذا آماده بازی شدند که رعد و برقی زده شد. باران پاییزی جنگل را فرا گرفت و بعد از آن هم خط رنگی ایی روی جنگل و در...
قصه-صوتی-دوستی-سنجاقک-و-شاپرک-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
نزدیک یک رودخانه قشنگ و توی یک باغ بزرگ، سنجاقکی زندگی می کرد.در یک روز زیبای بهاری گل های باغ مجذوب دیدن رنگ بال های شاپرکی شدند و سنجاقک با دیدن شاپرک به فکر فرو رفت. سنجاقک به سمت شاپرک رفت و با او دوست شد. آنها به سمت رودخانه رفتند تا لباسهای...
قصه-صوتی-سلام-آقای-آسیابون-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
نیلوفر کوچولو گردنبدی داشت که به شکل یک آسیاب کوچک بود و به زنجیری وصل شده بود. نیلوفر نمی دانست آسیاب به چه جایی گفته می شود و دوست داشت بیشتر در این مورد بداند. مادر نیلوفر در مورد آسیاب و آرد کردن دانه های گندم برای نیلوفر توضیح داد. نیلوفر دوست...
قصه-صوتی-ستاره-کوچولو-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
ستاره خانم یه دختر ناز و خوشگل و حرف گوش کن بود که برادری به نام سهیل داشت. هر وقت سهیل درس می خواند ستاره کوچولو آرام و بی صدا نقاشی می کرد و بعد از تمام شدن درس های سهیل با هم بازی می کردند. اما با نزدیک شدن وقت امتحانات سهیل وقت کمتری برای بازی...
قصه-صوتی-ساعت-جیک-جیکی-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
توی یک شهر قشنگ و روی شاخه درختی، گنجشکی لانه می ساخت و برای زندگی جدید جوجه هایش لانه را آماده می کرد. کم کم دو جوجه کوچولو سر از تخم در آوردند. مامان گنجشکه هر روز برای جوجه ها غذا می آورد و بچه ها کم کم بزرگ شدند. فصل سرما نزدیک شد. برف روی زمین...
قصه-صوتی-ستاره-من-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
در یک جنگل سر سبز و کنار درختی سوراخ کوچولویی بود که سنجابی با پدر و مادرش زندگی می کرد.شب ها که آسمون پر از ستاره می شد سنجاب کوچولو به آسمون نگاه می کرد. سنجاب کوچولو یکی از ستاره های کوچیک آسمان که مثل خودش بود را انتخاب کرد و اسمش را گذاشت ستاره...
قصه-صوتی-غذاهای-جورواجور-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
توی یک جنگل موش کوچولوی بازیگوشی بود که هر روز دوست های جدیدی پیدا می کرد. مادر هر روز صبح برای موش کوچولو پنیر می آورد اما یک روز مادر برای صبحانه به جای پنیر به موش کوچولو گردو داد. اما موش کوچولو دوست داشت فقط پنیر بخورد. موش کوچولو بعد از خوردن...
قصه-صوتی-عمو-کفشدوزک-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
عمو کفشدوزک برای همه حیوانات کفش می دوخت و همه حیوانات از کفش ها راضی بودند، تا اینکه اتفاق عجیبی افتاد. مورچه شاخ دار از کفش هایی که عمو کفشدوزک دوخته بود راضی نبود و کم کم ملخ هم از کفش هایش راضی نبود. عمو کفشدوزک برای اینکه بفهمد مشکل کفش ها چیست...
قصه-صوتی-فروغ-کوچولو-هوا-سرد-شده،-لباس-گرم-بپوش-با-صدای-مریم-نشیبا
فروغ کوچولوی داستان ما دوست نداشت که لباس های گرم بپوشد و با همان لباس های فصل گرما توی حیاط می رفت و بازی می کرد. مادر فروغ کوچولو به زور لباس کاموایی تن دخترش کرد اما همین که مامان و بابا از او دور شدند فروغ لباسش را در آورد و کم کم مریض شد و سرما...
قصه-صوتی-فانوس-خانه-ما-با-صدای-مریم-نشیبا
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
خانه مینا کوچولو نزدیک یک جنگل بود و هر روز مینا از پنجره خانه و ازحیاط به جنگل نگاه می کرد و پرنده ها و حیوانات را تماشا می کرد. یک روز هیزم شکنی که چراغ فانوس دستش بود به نزدیک خانه مینا اینها آمد و کمی آب خواست و پدر مینا هم او را برای خوردن...

صفحه‌ها

تازه ها