رادیو کودک

در این سرویس شما می توانید به دریایی از پادکست در زمینه های کودک، تغذیه، خانواده و سلامتی، داستان های صوتی، بازی های رایگان و ... دسترسی داشته باشید.

توضیحات بیشترتوضیحات کمتر
قصه-صوتی-مهمون-کوچولو-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۲:۲۶
دانلود
علی کوچولو داستان ما حیوانات را خیلی دوست داشت و همیشه دلش می خواست به باغ وحش برود و حیوانات را ببیند. علی کوچولو با کتاب های مختلفی که داشت اسم حیوانات را یاد گرفته بود. علی دوست داشت که یک گنجشک برای خودش توی خانه نگه دارد، اما مادر می گفت...
قصه-صوتی-مهمانی-بزرگ-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۴:۱۳
دانلود
توی دهکده ایی یک پیرزنی به نام گل بانو آمده بود. گل بانو هر روز نان تازه می پخت و بوی خوب نان همه جا پخش می شد. بچه های ده بوی نان تازه را شنیدند. گل بانو سر چشمه رفت و از زن های ده خواست تا شب برای کمک به او بیایند. زن ها تعجب کردند بخصوص اینکه...
قصه-صوتی-نمی-خوام-دوست-ندارم-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۸:۳۷
دانلود
مینا کوچولو یه دختر خوب و حرف گوش کن و خانومیه. فقط یه عادت بد داره اونم اینه که وقت غذا خوردن بهانه گیری می کنه. مینا کوچولو مدام به مادرش می گفت چرا این غذا گوشت داره هویج داره پیاز داره و .. و خلاصه خیلی بد غذا می خورد. تا اینکه یک روز دلش خیلی...
قصه-صوتی-مهمونی-بهاری-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۲:۲۴
دانلود
جنگل توی فصل زمستون خلوته. بعضی از حیوانات زمستونها می خوابند و یا کوچ می کنند. گوزن ها و روباه ها و حیواناتی که نمی خوابند بی صبرانه منتظر رسیدن فصل بهار می شوند. حیوانات منتظر رسیدن فصل بهار بودند اما بهار کمی دیر کرده بود. خانوم گوزنه و خانوم آهو...
قصه-صوتی-یک-راز-برفی-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۱۱
دانلود
یک روز خرس کوچولو که بیدار شد دید حسابی همه جا برف باریده و سفید شده. پدر و مادر خرس کوچولو مشغول تمیز کردن پنجره بودند. خرس کوچولو از خانه بیرون رفت و دید همه حیوانات مشغول تمیز کردن شیشه های خانه‌هایشان هستند. اما نمی دانستند چرا باید شیشه ها را...
قصه-صوتی-آماده-کردن-غذا-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۱۶
دانلود
مادر توی آشپزخانه مشغول آماده کردن ناهار بود و قرار بود که قورمه سبزی درست کند. مریم کوچولو توی آشپزخانه کنار مادر رفت و به مادرش گفت ممکنه لطفا قورمه سبزی را توی ظرف دیگه ای بپزید؟ و یک تابه از توی کابینت در آورد و گفت توی این درست کن مامان.این...
قصه-صوتی-ماجرای-خونه-بی-بی-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۸:۲۵
دانلود
مامان با بقیه همسایه ها توی خانه بی بی جمع شده بودند، تا با کمک هم آش بپزند. نرگس کنار بچه های همسایه ها آمد و گفت بیایید از درخت بالا بریم. بچه‌ها به حرف او گوش ندادند اما نرگس خودش از درخت بالا رفت و ناگهان شاخه درخت شکست و مریم افتاد توی باغچه....
قصه-صوتی-قلی-پسر-بازیگوش-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۰:۰۲
دانلود
قلی کوچولو یه پسری بود که هر روز صبح دست و صورتش رو نمی شست و زباله ها را توی سطل نمی انداخت. کسی دوست نداشت با قلی بازی کند. قلی هم تصمیم گرفت که شهر را کثیف کند تا دیگه کسی به او نگوید بوی بد می دهی. اما هیچ کس به حرف های او گوش نمی داد و همه د...
قصه-صوتی-کی-دلش-یک-توپ-قرمز-و-قشنگ-می-خواهد؟-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۵:۳۳
دانلود
توپی بود که گوشه مغازه ای افتاده بود و هیچ کس برای بازی با او نمی آمد. توپ کوچولو تصمیم گرفت خودش راه بیفتد و کسی را برای بازی پیدا کند. توپ کوچولو پیرزنی را دید و جلو رفت و گفت خانم شما توپ نمی خواهید؟ پیرزن گفت نه. توپ دوباره راه افتاد و رفت و رفت...
قصه-صوتی-ننه-موشی-و-دخترش-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۵:۴۸
دانلود
ننه موشی مثل هرروز می رفت لب جوب دست و صورتش رو می شست و برمی گشت تا صبحونه رو آماده کنه. ننه موشی و دخترش با کمک هم صبحونه رو آماده کردند و خوردند و بعد به کارهای خونه رسیدند.اما... داستان"ننه موشی و دخترش" با اجرای خانم مریم نشیبا در صدا و سیمای...
قصه-صوتی-اتفاق-عجیب-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۵:۵۴
دانلود
در یک جنگل سبز و قشنگ، در یک صبح زود صدای جار و جنجال سنجاب خانوم همه جا پیچید. سنجاب خانوم، روسرس آبی خودش رو گم کرده بود و پرنده ها فکر کردند باد روسری آبی را برداشته. کلاه آبی خرگوش هم گم شده بود. گردنبند آبی آهو خانم هم گم شده بود. اما کسی نمی...
قصه-صوتی-کی-اول-سلام-می-کنه؟-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۲:۴۴
دانلود
علی و ناصر و سعید سه دوست و همسایه ایی بودند که توی یک کوچه زندگی می کردند و همیشه با هم بازی می کردند. یک روز که سه دوست با هم برای خرید رفته بودن یک پسر هم سن خودشان توی مغازه دیدند. ناصر و علی و سعید منتظر شدند تا پسر جدید به آنها سلام کند و با...
قصه-صوتی-عیدی-مخصوص-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا (جدید)
۰۰:۰۰
۱۰:۲۰
دانلود
علی کوچولو می دونست که روز اول عید قراره به خونه پدربزرگ و مادربزرگ بروند. مادر بزرگ بعد از ناهار ،علی و فاطمه و محسن که بچه های خاله و دایی بودند رو جمع کرد و سه هدیه به اونها داد. مادر بزرگ برای بچه ها کتاب داستان خریده بود. در این داستان که خانم...
قصه-صوتی-عروسک-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا (جدید)
۰۰:۰۰
۱۴:۲۰
دانلود
گلناز خانم داستان ما خیلی دوست داشت که یک عروسک داشته باشد. و آرزوی خودش را به مادرش گفت. مادرگفت که تا فردا تو یک عروسک خواهی داشت اما باید تا فردا صبح صبر کنی. مادر ،شب برای دوختن عروسک بیدار ماند و فردا گلناز یک عروسک زیبای پارچه ایی داشت.این...
قصه-صوتی-خواب-مار-زنگی-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا (جدید)
۰۰:۰۰
۱۰:۱۲
دانلود
زمستان داشت از راه می رسید و همه حیوانات داشتند برای زمستان آماده می شدند. بعضی ها به جاهای گرم می رفتند بعضی ها به لانه هاشون می رفتند بعضی ها هم به خواب زمستانی فرو می رفتند. بعضی ازحیوانات قبل از زمستان مهاجرت می کردند بعضی ها می خوابیدند و بعضی...
قصه-صوتی-پیراهن-گل-گلی-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا (جدید)
۰۰:۰۰
۱۰:۲۰
دانلود
مادر بزرگ برای مریم کوچولو بک لباس گل گلی دوخت و شب عید اونو به مریم هدیه داد و مزیم از داشتن این هدیه بسیار خوشحال شد. در این برنامه خانم مریم نشیبا داستانی در مورد صله رحم و دید و بازدید و هدیه دادن بزرگترها به بچه ها در زمان عید داستان زیبایی را...
قصه-صوتی-عجیب-و-غریب-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا (جدید)
۰۰:۰۰
۱۲:۰۱
دانلود
یک روز مداد قرمز تصمیم گرفت که نقاشی عجیب و غریبی با بقیه دوستانش بکشد و بعد یک آسمان قرمز کشید هر کدام از مدادها نقاشی های عجیب و غریب و منظره های خنده داری کشیده بودند . فردای آن روز مدادها با دیدن نقاشی خود حسابی تعجب کردند و هرکدام ار مدادها با...
نیوشا امروز از مهدکودک برگشته خسته و بهم ریخته ست از در خونه که میاد تو نه کیف و کتاب هاش دستش هست  و نه خبری از نرم نرمو داره مستقیم میره تو اتاق ش تا روی تخت ش دراز بکشه   اما نرم نرمو کجاست؟   نزدیک ظهر، وقتی مامان رفته بود مهد کودک  نیوشا انقدر...
قصه-صوتی-علی-کوچولو-و-بلبل-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۳:۱۶
دانلود
علی کوچولو یک شب قبل از خواب نقاشی کرد و خوابید. و یک خواب عجیب دید. صدای عجیبی شنیده شد. علی کوچولو از خانه بیرون آمد و به یک جنگل رسید. توی جنگل علی کوچولو برای شنیدن صدایی که شنیده بود به سراغ حیوانات رفت و از آنها خواست که آواز بخوانند تا صاحب...
قصه-صوتی-ساعتی-که-از-کار-افتاده-بود-با-صدای-مریم-نشیبا
مریم نشیبا
۰۰:۰۰
۱۱:۳۴
دانلود
پریسا کوچولو برای تعطیلات پیش مادر بزرگش آمده بود. مادربزرگ ساعت قدیمی و بزرگی داشت که مدتی بود به خوبی کار نمی کرد. یک روز پریسا از مادر بزرگ پرسید ساعت چنده؟ و مادر بزرگ به ساعت نگاه کرد و با تعجب دید ساعت هنوز دوازده ظهر است و بلند گفت فکر کنم...

صفحه‌ها

 

پرسش و پاسخ