- رادیو کودک
- مهدکودک های تهران
- مهدکودک و پیش دبستانی در نیاوران
- مهدکودک و پیش دبستانی در سعادت آباد
- مهدکودک و پیش دبستانی در شهرک غرب
- مهدکودک و پیش دبستانی در پاسداران
- مهدکودک و پیش دبستانی در تهرانپارس
- مهدکودک و پیش دبستانی در جردن
- مهدکودک و پیش دبستانی در میرداماد
- مهدکودک و پیش دبستانی در تهرانسر
- مهدکودک و پیش دبستانی در قیطریه
- مهدکودک و پیش دبستانی در سهروردی
- مهدکودک و پیش دبستانی در غرب تهران
- مهدکودک و پیش دبستانی در شرق تهران
- مهدکودک و پیش دبستانی در اقدسیه
- مهدکودک و پیش دبستانی در دولت
- مهدکودک و پیش دبستانی در مرزداران
- مهدکودک و پیش دبستانی در جنت آباد
- مهدکودک و پیش دبستانی در یوسف آباد
- مهدکودک و پیش دبستانی در شیخ بهایی
- مهدکودک و پیش دبستانی در میدان شهدا
- مهدکودک و پیش دبستانی در منظریه
- مهدکودک و پیش دبستانی در اختیاریه و منظریه
- مهدکودک و پیش دبستانی در بلوار کشاورز
- مهدکودک و پیش دبستانی در پونک و سردار جنگل
- مهدکودک و پیش دبستانی در پیروزی، نیروی هوایی
- مهدکودک و پیش دبستانی در شهر زیبا، سازمان آب
- مهدکودک و پیش دبستانی در میرزای شیرازی
- مهدکودک و پیش دبستانی در کرج، مهرشهر، منظریه
- مهدکودک و پیش دبستانی در الهیه
- مهدکودک و پیش دبستانی در شهران شمالی و جنوبی
- مهدکودک و پیش دبستانی در میدان توحید، ستارخان
- مهدکودک و پیش دبستانی در آیت اله کاشانی، سازمان برنامه
- مهدکودک و پیش دبستانی در ولنجک
- مهدکودک و پیش دبستانی در تجریش
- مهدکودک و پیش دبستانی در فرمانیه
- مهدکودک و پیش دبستانی در زعفرانیه
- مهدکودک و پیش دبستانی در حسین آباد، پاسداران
- قصه کودکانه
- مشاوره تبلیغ مهدکودک و پیش دبستانی
- مدرسه در نیاوران
- مدرسه در منطقه ۳
نم اول: تالاپ
تالاپ! فیله افتاد تو آب. آبه ترسید. فرار کرد. ماهی های بی آب شدند. ریختن سر فیله که: یالا آبمون رو بده! فیله گریه اش گرفت.
چک و چک گریه کرد. ماهی های گریه هایش را دانه دانه گرفتند، یک چشمه درست کردن. پریدند تو آب. تالاپ!
نم دوم: چکه و...
نم اول: قطره ی باران
یک قطره باران بارید. همه ی چترها دویدند و آمدند. همه جا چتر چتر شد. قطره ی باران شروع کرد به پریدن از روی این چتر به روی آن چتر. قطره ی باران چتر به چتر پرید و پرید تا رسید به چتر رنگین کمان!
نم دوم: عکس کره الاغ
الاغ کوچولو...
نم اول: کلاغی که قار نداشت
یک کلاغ کوچولو بود که قار نداشت. بی کار بود و کار نداشت. گردو به انبار نداشت. ننه ش می گفت: قار و قار و قار.
باباش می گفت: تنبلی نکن برو سرِکار! کلاغ کوچولویی که قار نداشت. بی کار بود و کار نداشت. یک روز رفت سر کار. از...
نم اول: یک ماه یک پیاز
شب بود. پیاز، آسمان را نگاه کرد، یک پیاز بزرگ توی آسمان دید. خوش حال شد. صدا زد: آهای پیازه! تو چه طوری رفتی آن بالا؟ پیاز توی آسمان خندید و گفت: من همیشه این بالا هستم.
پیاز پرسید: بگو من چه طوری بیایم آن بالا؟
پیاز آسمان...
نم اول: گربه کجه!
یه گربه بود کج بود. کج راه می رفت. کجکی میو می کرد. کجکی غذا می خورد. سبیل هایش هم کج و کوله بود. همه مسخره اش می کردند. می گفتند: هو هو.. گربه کجه.. گربه کجه!
یک روز آقای اتو، گربه کجه را صدا کرد و گفت: می خوای صافت کنم؟
گربه...
نم اول: آب نباتِ چوب نداشت
یک آب نبات بود. اسمش آب نباتِ چوب نداشت بود. راه افتاد رفت برای خودش یک چوب پیدا کند. رسید به یک تیر چرا غ برق که چراغ نداشت. آب نبات به تیرِ چراغ نداشت گفت: چوب من می شی؟ تیرِ چراغ نداشت گفت: نه نمی شم. من اگر چوب تو بشم...
نم اول: بالاتر بازی
چند تا بچه زرافه داشتند بالاتر بازی می کردند. می خواستند بدانند که وقتی بزرگ می شوند، گردنشان چه قدر دراز می شود. دوست داشتند بدانند دنیا از بالای درخت ها چه جوری دیده می شود.
زرافه ی اولی گردنش را بالا گرفت و گفت: من فقط تنه ی...
نم اول: بادکنک قلبی
روزی باد آمد. بادکنک قلبی را بالا برد. بالا و بالاتر. بادکنک، اول از همه رسید به یک کبوتر. به کبوتر گفت: دوست من می شی؟ کبوتر جوابش را نداد و رفت. بادکنک قلبی باز هم بالاتر رفت. رسید به یک هواپیمای پُر سر و صدا. به او گفت: دوست...
نم اول: فرفر... فرفره
یک فرفره ی کاغذی بود دور خودش می چرخید. یک دور چرخید. دو دور چرخید. هزار دور چرخید. سرش گیج رفت. حالش بد شد. ولو شد روی زمین. مامانش آمد و گفت: ای وای! ای داد! بچه م مُرد. بَرِش داشت بَردش بادبادک پزشکی. دکتر بادبادکی فوتش کرد...
نم اول: کلاغه و کبکه
کلاغه رفت کوه. کوه پُر از برف بود. یک کبک روی برفها قدم می زد.
کبکه خیلی قشنگ راه می رفت. کلاغه خوشش آمد. به کبکه گفت: به من هم یاد می دهی مثل تو راه برم؟
کبکه گفت: آره! ولی باید هر کاری من می کنم تو هم بکنی!
کلاغه قبول کرد....
کم اول: دام دام دام.. بوم بوم بوم.. پت پت پت..
خرگوش کوچولو رفت خوابید. داشت خوابش می برد که یکهو همه جا لرزید: دام ... دام... دام...
خرگوش کوچولو چشم هایش را باز کرد. مادرش ! فیل رفته لب رودخانه آب بخورد. خرگوش کوچولو دوباره خوابید. کمی که گذشت...
کم اول: بفش قرمز سبز
مداد رنگی ها می خواستند بروند مدرسه. به جامدادی گفتند: می شود ما را ببری مدرسه؟ جامدادی گفت: ای به چشم! اما هم دیگر را هل ندهید. یکی یکی صدایتان می کنم، بپرید بالا.
جامدادی گفت: مداد سبز! مداد سبز فوری قِل خورد رفت جلو. پرید...
شب خسته بود. خوابش می آمد. گفت: من کجا بخوابم؟
کوه گفت: بیا اینجا بخواب.
شب رفت رو نوک کوه، دست و پایش را جمع کرد. گرد شد، گرفت خوابید. خوابش که برد قِل خورد افتاد پایین. گفت: من کجا بخوابم؟
چاه گفت: بیا اینجا بخواب.
شب رفت. چاه تاریک بود. شب...
شب خسته بود. خوابش می آمد. گفت: من کجا بخوابم؟
کوه گفت: بیا اینجا بخواب.
شب رفت رو نوک کوه، دست و پایش را جمع کرد. گرد شد، گرفت خوابید. خوابش که برد قِل خورد افتاد پایین. گفت: من کجا بخوابم؟
چاه گفت: بیا اینجا بخواب.
شب رفت. چاه تاریک بود. شب...
کم اول: گوشواره قرمزی
آقا گرگه پشت درخت قایم شده بود. سبد خانم داشت از بازار می آمد. نزدیک که شد، آقا گرگه یواش از پشت درخت گفت: سلام خانم قزی، گوشواره قرمزی..
سبد از ترس جیغ کشید و گفت: برو، من می دانم تو گرگی! نه گوشت دارم، نه خرگوش. من فقط...
کم اول: چُماله خانم
چُماله خانم یک دامن بود. چروک پروک افتاده بود گوشه ی کمد. چماله خانوم نوی نو بود. اما گم شده بود. هیچ کس پیدایش نمی کرد. دلش می خواست پیدا شود. صاف شود، اتو شود. پوشیده شود. برود مهمانی. یک روز داد زد: من اینجام! گوشه ی کمد، کمک...
اتل متل عسل!
نی نی پسری، عسل می خواست. شیشه ی عسل کجا بود؟ توی کمد، اون بالا بالاها بود. نی نی پسری گفت: دلم می خواد که شیشه، پایین بیاد نمی شه! یک دفعه اجی مجی با یک کلاه کج کجی اومد و گفت: من اومدم. هر چی بخواهی بلدم. با این عصا، از اون بالا، عسل...
اندازه ی اتاق!
نی نی پسری از پنجره بیرون را نگاه کرد. پیشی روی دیوار نشسته بود. نی نی پسری گفت: کاشکی من هم پیشی بودم. میومیو می کردم. می شد کنار پیشی ها روی دیوارها بگردم. یکدفعه اجی مجی با یک عصای کج کجی آمد و گفت: من اومدم. هر چه بخواهی بلدم....
کفش های کوچیک!
نی نی دختری گفت: کاش کفش های مامان اندازه ی پایم بود.
اجی مجی با یک عصای کج کجی آمد و گفت: من اومدم، هر چه بخواهی بلدم.
عصا رو نزدیک می کنم. کفش ها رو کوچیک می کنم. اجی مجی عصایش را تکان داد و گفت: اجی مجی، اجی مجی...
اما چه شد؟ کفش...
کم اول: خرطومی که فیل نداشت
فیل کوچولو داشت بازی می کرد. تشنه اش شد. رفت لب رودخانه آب بخورد. خرطومش را کرد توی رودخانه. هر چی هورت کشید. هر چی میک زد، هیچی آب نیامد توی خرطومش. فهمید خرطومش گیر کرده! دست زد به خرطومش. دید یک سیب تویش گیر کرده. داد...
صفحهها
تازه ها






















