داستان کوتاه کودکانه یک پسته و دو بچه

دو پسربچه داشتند در حیاط باهم بازی میکردند، که یکی از پسرها یک پسته روی زمین دید.

تا آمد پسته را بردارد، پسر دیگر آن را برداشت.

پسر اول گفت: "پسته ی من رو بده. من اول اونو دیدمو"

پسر دوم گفت: "پسته ی تو نیست، پسته ی خودمه. من اول اونو برداشتم."

و شروع کردند باهم دعوا کردن.

در این حین پسر بزرگتری که از آنجا رد میشد آنها را دید و پرسید: "سرچی دعوا میکنین؟"  پسرها گفتند : "سر پسته."

پسر بزرگترپسته را از آنها گرفت، پوستش را کند. نصف پوست را به یکی از پسرها، و نصف دیگری را به یکی دیگر از پسرها داد.

مغز پسته را هم خودش برداشت . گفت: "مغز پسته هم سهم من، که مشکلتان را حل کردم!"

 

لطفا امتیاز خود به این مطلب را ثبت کنید:
میانگین امتیازها (۸ votes)
.
عالی بود مرسی
امیز
نمایش بازخورد های بیشتر

افزودن دیدگاه جدید

کاربر گرامی شماره تماس، ایمیل شما به هیچ عنوان روی وب سایت رادیوکودک نمایش داده نخواهد شد. اگر می خواهید نام شما نیز بصورت عمومی نمایش داده نشود از عبارت "ناشناس" استفاده نمائید. برای مشاهده بازخوردهای بیشتر در این قسمت کلیک کنید.
پرسش و پاسخ

اطلاعات تماس:

.۷۷۱۹۱۶۵۹ .۷۷۱۸۹۶۲۴

اپلیکیشن را نصب کنید
معرفی کتاب با نیوشا

نیوشا باز هم مثل همیشه یه کتاب کودک به نام المر رو معرفی می کنه. المر از بهترین کتاب های ادبیات کلاسیک در حوزه خودشناسی هست.

مشاوره آنلاین با

ایشان با ۱۵ سال سابقه درمان کودکان بدون دارو از طریق مشاوره آنلاین کنار خانواده های عزیز هستند.