رادیو کودک

در این سرویس شما می توانید به دریایی از پادکست در زمینه های کودک، تغذیه، خانواده و سلامتی، داستان های صوتی، بازی های رایگان و ... دسترسی داشته باشید.

توضیحات بیشترتوضیحات کمتر
رنگ آمیزی با دست
یکی از لذت بخش ترین قسمت های زندگی تمام کودکان آزادانه بازی کردن بدون قید و شرط است. یکی از روش های بازی آزادانه همین نقاشی با دست است. 
کاردستی ساخت تخم پرنده رنگی
ساخت یک تخم پرنده رنگی با وسایل حاضر کاری بسیار راحت و دوست داشتنی اما با دقت فراوان است. 
جناب شاهین گرسنه بود. از آن دورها مواظب یک دسته کبوتر بود؛ اما جلو نمی‌رفت و حمله نمی‌کرد. فقط از آن بالاترها آن‌ها را نگاه می‌کرد. چون که شاهین‌ها از آن بالاها حمله می‌کنند. جناب شاهین بالا و بالاتر رفت. درست بالای سر کبوترها رفت. از آن بالا یکی از...
کم اول: گوشواره قرمزی آقا گرگه پشت درخت قایم شده بود. سبد خانم داشت از بازار می آمد. نزدیک که شد، آقا گرگه یواش از پشت درخت گفت: «سلام خانم قزی، گوشواره قرمزی..» سبد از ترس جیغ کشید و گفت: «برو، من می دانم تو گرگی! نه گوشت دارم، نه خرگوش. من فقط...
کاردستی ساخت تاب و عروسک
آموزش ساخت یک باغ زیبا و تاپ برای کودکان شما. در این کاردستی روش های رنگ آمیزی، استفاده از نخ و جعبه، را مشاهده خواهید کرد.    
کاردستی فصل تابستان
کاردستی بشقاب پرنده، یکی از ساده ترین کاردستی های مناسب کودکان برای شروع کار ساخت کاردستی است. برش راحت بشقاب، و رنگ آمیزی دلخواه و برنامه ریزی نشده از ویژگی های منحصر بفرد این کاردستی است. 
کاردستی تابستانی ساخت توت فرنگی
کاردستی به کودکان امکان برقراری تعادل بین ذهن و دستان خود را دارد. مخصوصا اگر کاردستی مخصوص همان فصل باشد. شما می توانید با دنبال کردن صفحه کاردستی های فصل تابستان با کودکان خود از کاردستی های تابستان لذت ببرید.
کاردستی و بازی بولینگ برای کودکان
کودکان نیاز به وسائل گران قیمت برای بازی ندارند، آنها می توانند ساعت ها با شن و صدف های ساحل بازی کنند، خانه بسازند، قلعه بسازند و در تلاش برای برقراری ارتباط از طریق وسائل بازی باشند.
یکی بود یکی نبود. یک پروانه بود وسواسی. پروانه خانم از صبح تا شب ده بار بال‌هایش را گردگیری می‌کرد. ده بار شاخک‌هایش را برق می‌انداخت. ده بار گلی را که رویش می‌نشست، آب می‌ریخت و می‌شست. شب که می‌شد، باز هم می‌گفت: «هنوز هیچ جا تمیز نیست.» یک شب دست...
همستر کوچولو، زیر زمین، تونل کَند. کَند و کَند تا رسید به خانه­ ی روباه. یواشکی نگاه کرد. یک میز دید که رویش پر از خوراکی بود. خوش‌حال شد. دوباره نگاه کرد، کسی نبود. همستر کوچولو از تونل بیرون دوید و رفت روی میز. سبزی‌ها و دانه‌ها و میوه­ ها را بو...
یک روز صبح، خرگوشک پای درخت سنجاب کوچولو آمد و گفت: «سلام، دم قرمز! این کیک سیب زمینی را برایم نگه می‌داری؟ می‌ترسم مورچه‌ها بخورندش. آن بالا جایش امن‌تر است.» دم قرمز قبول کرد. سبدش را با طناب پایین انداخت و کیک را بالا کشید. خرگوشک گفت: «خوب...
آن روز، دلقک ماهی‌های کوچولو پشت مرجان‌ها بازی می‌کردند که بچه مارماهی را دیدند. معلوم بود که راهش را گم کرده. دلقک ماهی‌های کوچولو دست از بازی کشیدند و با تعجّب نگاهش کردند. یکی آهسته گفت: «وای! تا حالا بچّه‌ای به این زشتی دیده بودید؟» یکی دیگر گفت...
روزی روزگاری گاوِ نادانِ شکمویی توی چمن‌ زار لم داده بود و علف‌ها را می‌لُمباند. شب‌پره‌ی کوچکی بال زد و رفت توی گوشش و گفت: «گاوِ نادان؟!» گاو دور و برش را نگاه کرد و ترسید. گفت: «کیه؟ کیه داره حرف می‌زنه؟» شب‌پره گفت: «من گاوِ بادان هستم.» گاو گفت...
من هنوز اسم ندارم؛ یعنی اسم داشتم، ولی دیگر آن اسم به دردم نمی‌خورد. چون من دیگر آن آدم قبلی نیستم. حالا من یک بچه خرسم. دقیقاً یک ساعت از بچه خرس شدنم می‌گذرد. خرس شدنم یک دلیل بیشتر نداشت، من عاشق عسل بودم. برای همین با خودم فکر کردم که اگر یک بچه...
حمام کرگدنی ببری از دست مامانش در رفت. مامانش داد زد: «مگر به تو نمی‌گویم وقت حمّام است؟ کجا می‌روی؟» ببری کوچولو جست و خیزکنان از مادرش دور شد. نزدیک برکه، صدای خنده شنید. جلوتر رفت. تپلو کرگدن، شاد و شنگول با مامانش توی گلِ‌ها غلت می‌زد. ببری گفت...
-کریک... کریک کریک... -این صدای شکسته شدن پوست تخم یک تمساح بود. -خس خس... خس خس خس. این صدای پاهای کوچکش بود. از تخم بیرون آمد. زیر نور آفتاب روی علف های کوچک دوید. -من کیم؟ این جا کجاست؟... چه خبره... چی به چیه؟ این هم حرف هایی بود که توی فکرش بود...
توی مزرعه همیشه کار زیاد بود. اِریک و اّندی داشتند کاه‏ های انبار را مرتب می‌کردند. ناگهان متوجه شدند که چیزهایی توی هوا وول می‌خورند؛ چیزهایی شبیه توپ‏ های گرد زرد روشن مثل خورشید. اریک گفت: «این‌ها حباب‌اند!» پسرها به حباب‏ ها خیره شدند. بعد صدای...
من یکی از دوست‌های عسل، یعنی همان بچه خرسه هستم. من هم دیگر بچه آدم نیستم، من تازگی یک بچه گربه شده‌ام؛ اما نه برای اینکه عاشق غذای گربه‌ای باشم، نه! من حالم از موش به هم می‌خورد. من آرزو کردم بچه گربه شوم، فقط برای اینکه گربه‌ها به مدرسه نمی ‏روند...
وسایل لازم برای ساخت کاردستی اسب تک شاخ با بشقاب یک بار مصرف: بشقاب یک بار مصرف رنگ اکرلیک یا گواش قلم مو گل های ترئینی کاغذی چسب حرارتی یا مایع ماژیک مشکی مداد قیچی مقوای رنگی اکلیل پر تزئینی یا خز طرز ساخت کاردستی اسب تک شاخ با بشقاب یک بار مصرف...
عکاسی یکی از لذت بخش ترین شاخه های هنر است. کسانی که اهل تفریح و ثبت کردن لحظه ها و حتی زیبایی های موجود در اطراف خود هستند معمولا انسان های خوش ذوق و سلیقه هستند. مفاهیم و تکنیهای عکاسی در وهله ی اول برای گرفتن عکسی خوب باید با مفاهیم عکاسی یا...

صفحه‌ها

تازه ها