اطلاعات تماس:

.۴۴۳۷۶۸۱۹ .۰۹۱۲۴۲۵۰۱۴۲

من یکی از دوست‌های عسل، یعنی همان بچه خرسه هستم. من هم دیگر بچه آدم نیستم، من تازگی یک بچه گربه شده...
آموختن روش‌های محافظت از خود، شاید مهمترین کاری باشد که والدین برای فرزندانشان انجام می‌دهند؛ حتی...
داستان کوتاه کودکانه درباره طبیعت - قسمت اول
ترنج دختری ۷ ساله است که با پدر و مادرش در شمال ایران و در شهر انزلی زندگی میکند. ترنج خیلی شهرش را...
لیست کتاب هایی که در این مطلب معرفی می شوند: قصه‌هایی برای ۱ تا ۶ ساله‌ها لنگه جوراب گمشده و ۱۰...

داستان هایی درباره حیوانات ۱۴ - یکی بود، یکی نبود شاهین

جناب شاهین گرسنه بود. از آن دورها مواظب یک دسته کبوتر بود؛ اما جلو نمی‌رفت و حمله نمی‌کرد.

فقط از آن بالاترها آن‌ها را نگاه می‌کرد.

چون که شاهین‌ها از آن بالاها حمله می‌کنند.

جناب شاهین بالا و بالاتر رفت.

درست بالای سر کبوترها رفت.

از آن بالا یکی از آن‌ها را نشانه گرفت.

چونکه شاهین‌ها پرنده‌های کوچک‏تر را شکار می‌کنند. جناب شاهین، بال‌هایش را بست و از آن بالا، مستقیم به طرف کبوتر شیرجه رفت.

چونکه شاهین‌ها موقع حمله، بال‌هایشان را می‌بندند. نزدیک کبوتر که رسید، بال‌هایش را باز کرد و یک دفعه ایستاد. پاهایش را زد به کبوتر و او را بی‌هوش کرد.

خواست تا با پنجه‌هایش او را بگیرد، اما دوستان کبوتر به کمکش آمدند. چونکه اگر نمی‌آمدند، جناب شاهین او را می‌برد توی لانه‌اش. اول پرهایش را می‌کند و دوم هام هامش می‌کرد.

 

کاربر گرامی شماره تماس، ایمیل شما به هیچ عنوان روی وب سایت رادیوکودک نمایش داده نخواهد شد.
اگر می خواهید نام شما نیز بصورت عمومی نمایش داده نشود از عبارت "ناشناس" استفاده نمائید.

افزودن دیدگاه جدید

اطلاعات تماس:

.۴۴۳۷۶۸۱۹ .۰۹۱۲۴۲۵۰۱۴۲