موزه کودکی ایرانک چیست؟
موزه کودکی ایرانک، یک تجربه ی نو و بسیار جالب در زمینه ی کودکان است. این موزه برای کودکان امروز، و همینطور بزرگسالان یا کودکان دیروز بسیار هیجان انگیز خواهد بود. موزه ی کودکی، فراتر از موزه ای برای تماشای ابزار و وسایل قدیمی است، بلکه محیطی برای کودک بودن و کودکی کردن است. این موزه، یک موزه ی روایی و کنش گراست به این معنی که هرروز اتفاقات جدیدی در این موزه رخ میدهد و افراد در ارتباط با یکدیگر قرار میگیرند. داستان ها و روایت ها بازسازی شده اند و شما را در محیط مشابه قرار میدهند. نمایش ها و بازی های مختلفی، هرروز در موزه انجام میشوند. و تجربه ی مشترک جدیدی را برای کودکان اکنون و کودکان نسل قبل رقم میزنند.
چیدمان موزه بر پایه تاریخ بنا شده است. موزه با کتیبه های سنگی (دفتر مشق) و اسباب بازی های کودکان در ۴ هزار سال پیش آغاز می شود و هرچه در موزه پیش می روید تاریخ نیز به دوران اخیر نزدیک تر می شود و در نهایت به نقطه ابتدایی باز می گردید.
- ادبیات کودکان در تاریخ
- کودکان در تاریخ و ادبیات کهن تا امروزی
- نوع تغییر آموزش در طول تاریخ و بیش از ۳۵۰ دفتر مشق چند صد ساله
- لباس های کودکان در سده های گذشته
- اسباب بازی های کودکان از ۴ هزار سال پیش تا به امروز
- نقاشی و نوشته های مرتبط با کودک در هنر ایران
ورودی موزه با تصاویری بصورت بالا شروع می شود. که بزودی متون این نوشته ها را برای شما عزیزان در همین محتوا بارگذاری می کنیم.
آموزش به کودکان در ۴ هزار سال پیش
پس از این نوشته در سمت راست درب ورودی لوح های گلی شبیه سازی شده از نمونه اصلی را مشاهده خواهید کرد.
این تصویر لوحی با تعبیری مشابه دفتر مشخص یا تحصیل کودکان در این قسمت مشخص هستند.
نکته حایز اهمیت در این تصویر ترتیب آموزش کلمات به کودکان است. کلمات از ترکیبات کوچک شروع شده و به مرور پیچیده تر می شوند.
اسباب بازی های کودکان در دوران گذشته
در چند تصویر زیر می توانید به ترتیب اسباب بازی های کودکان در دوران قدیم را مشاهده نمائید. تمام این اسباب بازی ها حداقل قدمتی هزار ساله دارند.
درخت آسوریک، کهن ترین متن ادبی کودکان ایران زمین
درخت آسوریگ کهن ترین متن ادبی کودکان ایران است که دیرینگی آن نزدیک به سه هزار سال می رسد.
این افسانه نوشتاری، نشانه آشکار پیشینهی دراز ایرانیان در نوشتاری کردن داستان های ویژه کودکان است.
بررسی گذرهای تاریخی درخت آسوریگ از حرکت پیچیده آن در تاریخ ایران خبر می دهد. درخت آسوریگ داستانی منظوم به زبان پهلوی است و ریشه در ادبیاتی دارد که گوسان* ها و خنیاگران برای مردم روایت و بازی می کردند.
این افسانه در دوران ساسانیان نوشته شده و به همین شکل به ما رسیده است. محور بنیادین این افسانه رجزخوانی درخت خرما و بز برای یکدیگر است، بر سر سودهایی که برای انسان دارند.
زیاده خواهی های خرما و زیرکی های بز در هماوردی پرکشش، صحنه های دلنشینی پدید آورده است. شکل بنیادین نوشتاری درخت آسوریگ حکایت از زبان پهلوی اشکانی آن دارد که در زمان ساسانیان به صورت نوشته و روایت در آمده است.
در جای جای این رجزخوانی ها می توان نشانه روایت های شفاهی گوسان ها را دید.
بخش هایی همچون جمله های کوتاه و بریده و یا خطابی مانند: بسیار شنیدم که تو با من ستیزکنی، و تو با من نبرد کنی! و اما اگر یکی از کارهای مرا خواهی شنید، و آزرم و شرم سخن یاوه را خواهد افکند. *گوسان به معنی خنیاگری است که اشعاری حاوی داستان های پادشاهان و قهرمانان گذشته، همراه با آوای موسیقی می خوانده است.
کتاب بازنویسی شده آسوریک با نام درخت خرما و بزی توسط مجموعه کتابک به رشته تحریر در آمده است.
کتاب درخت خرما و بز یا آسوریک در وب سایت کتابک
در تصویر بالا توضیح کتاب آسوریک را مشاهده می نمائید. در تصویر پائین نیز نماد بز در ادبیات فارسی و مجسمه سازی را به معرض نمایش می گذارد.
در تصویر پائین نیز می توانید کتاب خطی سال ۱۳۱۱ هجری شمسی که داستان مو و میش را بازگوکرده است مشاهده کنید.
یکی از جذابیت های موزه کودک روایی بودن این موزه است به بیان ساده تر جای جای این موزه در ساعات خاص داستان ها برای بچه ها بصورت زنده اجرا می شوند.
در ادامه چند تصویر از اجرای داستان خروس زری پیرهن پری را نیز می توانید مشاهده کنید.
اما در تصویر پائین فضایی که مشاهده می کنید برای اجرای داستان مو و میش بصورت زنده تدارک دیده شده است.
مینیاتور در داستان های کودکانه
در قسمتی از موزه کودکی ایرانک برخی داستان های قدیمی بصورت چاپی بر روی دیوار قرار داده شده اند. برخی از این شخصیت های داستانی دارای نخ متصلی به اعضای بدنشان هستند که با کشیدن نخ، اعضای بدن موجود به حرکت در آمده و به شخصیت حیات و پویایی می بخشد.
کتاب های کودکانه دست نوشته
در قسمتی از موزه کتاب های داستانی دست نوشته قدیمی را می توانید مشاهده کنید. برخی از این کتاب ها به همت مهدی آذری یزدی و برخی دیگر به همت افراد پر دغدغه حوزه کودک تدارک دیده شده اند.
میرزا حسین رشدیه، پدر فرهنگ نو ایران
حسن رشدیه پایه گذار آموزش و پرورش نو در ایران است. او در سال ۱۲۲۹ در محله ی چرنداب تبریز به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی تبریزی از روحانیان خوشنام تبریز بود.
پس از رسیدن به سن رشد، حسن را به مكتبخانه فرستادند. شیخ مكتبدار بیسواد و خشن بود، بر شاگردان خود سخت میگرفت و آن ها را آزار میداد.
رشدیه كه میدید هم شاگردان درس را یاد نمیگیرند و هم شیخ نمیتواند به آنها بیاموزد، هر روز صبح زودتر به مكتبخانه میآمد و درس را به شاگردان یاد میداد. رشدیه پس از آموختن صرف و نحو و فقه و احكام و عربی و ادبیات، پیش نماز یكی از مسجدهای تبریز شد. آن گاه تصمیم گرفت برای ادامه ی آموزش به نجف برود، اما با خواندن مقالهای در روزنامه ی «ثریا» كه شمار ایرانیان با سواد را از هر هزار نفر، ده نفر ذكر كرده بود، از سفر به نجف چشم پوشید و به بیروت رفت و در سال ۱۲۵۹ در دارالمعلمین آنجا به فراگرفتن شیوههای نو آموزش پرداخت.
او در سال ۱۲۶۱ با هدف بنیاد نهادن مدرسه به شیوه ی نو، بیروت را ترك گفت. از مدارس جدید استانبول پایتخت امپراتوری عثمانی بازدید كرد و در همان جا الفبای صوتی را برای جایگزین كردن با روش كهنهی آموزش در مدارس نو ابداع كرد. سپس به ایروان رفت و در سال ۱۲۶۲ نخستین مدرسه به سبك نو را برای كودكان مسلمان قفقاز بنیاد نهاد و با الفبای صوتی خود آغاز به تدریس كرد.
كتاب «وطن دیلی» (زبان وطن) را به تركی به چاپ رساند و توانست با روش جدید خود، درمدت كوتاهی به نوآموزان، خواندن ونوشتن بیاموزد. ناصرالدین شاه در سر راه بازگشت از سفر سوم خود به اروپا، در ایروان توقف كرد و پس از بازدید از مدرسه ی رشدیه، از او خواست برای ایجاد مدرسههایی به شیوهی نو با او به ایران برود، اما كارشكنیها و دسیسههای درباریان، نه تنها شاه را از تصمیم خود پشیمان كرد، بلكه سبب شد تا مدرسه ی رشدیه ی ایروان بسته شود. پس از ورود شاه به تهران، با تلاش و میانجیگری برخی خیراندیشان و دانش دوستان، رشدیه اجازه یافت به ایران بازگردد و در تبریز مدرسهای باز كند.
در سال ۱۲۶۶ تا ۱۲۶۷ نخستین مدرسهی ابتدایی عمومی را در محلهی ششگلان تبریز باز كرد. اما این مدرسه و پنج مدرسه ی دیگر که او در تبریز ومشهد بنیاد نهاد، با کارشکنی ها ودسیسه های تاریک اندیشان و کهنه پرستان سرانجام بسته شدند. رشدیه با فروش مزرعه ی خود، با اجازه ی علمای نجف مسجد شیخ الاسلام تبریز را به مدرسه تبدیل كرد. در كلاسها میز و نیمكت و تخته سیاه گذاشت و در میان كلاسها وقتی را برای تفریح شاگردان در نظر گرفت.
این مدرسه نیز با هجوم تاریك اندیشان بسته شد. رشدیه از ایران خارج شد و به قفقاز و مصر رفت. پس از آنكه میرزاعلیخانامینالدوله، كه سیاستمداری روشن بین و خوشنام بود، به والیگری آذربایجان انتخاب شد، رشدیه را به تبریز فراخواند و با ایمان به پایمردی و میهنپرستی او، دبستان بزرگی در محلهی ششگلان تبریز بنا نهاد. رشدیه در این مدرسه به ۶۰ دانشآموز كلاه و لباس یكسان پوشاند و به آموزش آن ها پرداخت.
وقتی میرزاعلیخانامینالدوله به مقام صدارت عظمای ایران رسید، میرزا حسن رشدیه را نیز به تهران فراخواند. رشدیه دوباره در مدرسه به كار پرداخت. اما با بر كناری امینالدوله و روی كار آمدن امینالسلطان، باز هم مدرسه اش بسته شد. او برای در امان ماندن از دشمنی مخالفان به قم رفت و تا آخر عمر در آنجا ماند. میرزا حسن رشدیه روزنامههایی به نام «مكتب» و «طهران» هم منتشرمی كرد.
میرزا حسن رشدیه را پدر فرهنگ نو ایران خوانده اند. او در سال ۱۳۲۲ در قم درگذشت.
از رشدیه، ۲۷ جلد کتاب به جا مانده است که از میان آن ها می توان به «نهایه التعلیم»، «هدایت التعلیم فی اصول تدریس بدایه التعلیم»، «تحفه الصبیان» و «صد درس» اشاره کرد.
نمونه ای از یک کلاس درس قدیمی در ایران. نکته حایز اهمیت این عکس نیمکت سمت راست است که کاملا واقعی بوده و قدمت چند ده
جبار باغچه بان، نويسنده، مترجم، روزنامه نگار، آموزگار و بنیانگذار آموزش ناشنوایان
جبار عسگرزاده، از پيشگامان آموزش و پرورش نو ابتدايی و پیشدبستان ايران در ۱۹ ارديبهشت ۱۲۶۴ در شهر ايروان زاده شد.
او به سبب تعصب و سختگيری پدرش نتوانست به مدرسههای جديد راه يابد و دوران آموزش خود را در مسجدها گذراند. باغچه بان در سال ۱۲۹۸ش. به ايران آمد و به مرند رفت و در دبستان دولتی احمديه آن شهر آموزگار شد. سپس برای باز كردن دبستان دخترانه در مرند مجوز گرفت اما به سبب كارشكنیها، نتوانست كار خود را آغاز كند. سپس به دبستان دانش تبریز رفت و برای نخستين بار در اين مدرسه برنامه ورزش گذاشت و با همكاری همسر خود، صفیه ميربابايی، در كلاسهای ويژه، دختران را نيز آموزش میداد. انجمن تئاتر تبريز و جمعيت اتفاق معلمين را او بنيان گذارد.
باغچه بان در سال ۱۳۰۳ش. كودكستانی در تبریز تاسیس كرد و نام آن را باغچه اطفال گذاشت. او پيشنهاد كرد كه مربيان كودكستان را، باغچهبان بنامند و براي خود نيز نام خانوادگی باغچهبان را برگزيد. سپس كلاسي براي آموزش كر و لالها گذاشت. در اين كلاس سه نفر ثبت نام كردند و پس از شش ماه، آزمون پايان كلاس با بازدهي عالي برگزار شد. باغچه بان در سال ۱۳۰۶ش. به شيراز رفت و یک سال بعد كودكستاني را در آنجا تاسیس كرد. در سال ۱۳۱۲ش. باغچه بان از شيراز به تهران آمد و دبستانی برای دانشآموزان كر ولال باز كرد كه نخست تنها يک دانشآموز دختر داشت. او در همين سال ابزاری به نام تلفن گنگ براي رساندن صوت از راه دندان به مركز شنوايی، اختراع كرد و اختراع آن را به نام خود به ثبت رساند. در سال ۱۳۲۲ش. جمعيت حمايت از كودكان كر و لال را در تهران بنیان گذاشت.
از او آثار زیادی از کتاب، مقاله و نمایشنامه به جا مانده است که تعدادی از آن ها عبارتند از:
نمايشنامههای پير و ترب، گرگ و چوپان، خانم خزوک، مقالههای "پيام به آقای صديق وزير فرهنگ"، "جلب کردن توجه شاگردان"، "درک و تشخيص خواص عمل در پرورش روح"، "انتقاد بر کتاب الفباء"، و کتاب های زندگی کودکان، الفبا، برنامه يکساله آموزگاردر کلاس اول، بادکنک، بابابرفی، ارکک خالا قیزی یا خود کلصنم خالا اوغلی، اساس نامه جمعیت حمایت کودکان کر و لال و کور، اساس نامه دبستان های کر و لال تهران.
باغچه بان آذر ۱۳۴۵ در تهران درگذشت.
در این قسمت نیز می توانید چند تصویر از جبار باغچه بان را مشاهده نمائید.
تصاویر کتاب های باغچه بان برای آموزش به کودکان را می توانید مشاهده کنید.
در این قسمت می توانید مجلس عروسک بازی دختر بچه گان را در قالب نقاشی بازسازی شده ای مشاهده نمائید.
تصویری قدیمی از دختربچه ای که در حال بازی با عروسک خود است این عروسک در پائین کادر قاب این تصویر روبروی آینه قابل مشاهده است.
در این تصویر می توانید عکس قدیمی پدر، پسر و عروسکی را مشاهده کنید نکته حایز اهمیت این تصویر وجود اسباب بازی اسب کودک در پائین قاب تصویر است.
از زیبایی های موزه کودکی ایرانک گهواره های قدیمی در مدل های مختلف است که در چند تصویر پائین مشاهده می نمائید.
از بدوی ترین و اولین گهواره های کودک ها گهواره ای بدین صورت بوده است. گهواره ای از ته درخت.
عروسک های خیمه شب بازی، سایه بازی و عروسک های نمایش تلویزیونی هادی و هدی را مشاهده می نمائید. این عروسک ها تماما عروسک های واقعی این نمایش ها هستند.
در موزه کودکی ایرانک شما می توانید در ساعات مختلف برنامه های متفاوتی مثل خیمه شب بازی را مشاهده نمائید. در این قسمت تصویر عروسک های خیمه شب بازی را مشاهده می کنید که همگی در نمایش ها نقش فعالی دارند و مورد استفاده قرار میگیرند.
عروسک های واقعی برنامه تلویزیونی هادی و هدی که در تصویر پائین همگی آن ها را مشاهده می کنید.
فضل الله مهتدی صبحی
فضلالله مهتدی شناخته شده به صبحی، پدرش محمد حسین در تهران پیشه بازرگانی داشت. صبحی شش ساله بود که پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند. این رخداد، برای او بسیار ناگوار بود. فضلالله و خواهرش با پدر و نامادری زندگی میکردند. صبحی در خاطرات کودکیاش مینویسد: هفتهای یک بار، شبهای آدینه به دیدن مادر میرفتیم. شب در آغوش مادر میخفتیم و مادر برای ما افسانههای شیرین میگفت.
صبحی سال های زیادی از عمر خود را صرف جمع آوری و بازنویسی افسانه ها و داستان های کهن ایرانی نمود که از میان آن ها می توان به کتابهای "افسانه ها"، "داستانهای ملل "، " افسانه های كهن "، "افسانه های بوعلی سینا " و " عمو نوروز" اشاره کرد.
سنت قصهگویی برای کودکان در رادیو به وسیله صبحی در ایران پایهریزی شد. برنامه قصهگویی ظهر جمعهها به مدت ۲۲سال با صبحی در رادیو ملی ایران ادامه یافت. این برنامه با استقبال گسترده مردم روبرو شد. صبحی از شنوندگان خردسال میخواست تا قصههایی را كه از بزرگترها شنیده بودند به صورت نامه برای او فرستند. او این قصهها را از سراسر ایران گردآوری میكرد و شایستهترین روایت از هر قصه را برمیگزید و با زبانی روان و ساده، بازنویسی میكرد. او از سال ۱۳۱۲ در هنرستان عالی موسیقی به کار آموزش زبان و ادبیات فارسی پرداخت .
مهتدی در آبان ۱۳۴۱ در تهران بر اثر سرطان حنجره در گذشت و در گورستان ظهیرالدوله تهران به خاک سپرده شد.
این رادیو نیز در طول موزه کودک در حال پخش صدای فضل الله مهتدی است.
محمد زمان زمانی
محمد زمان زمانی، نقاش و تصویرگر کتابهای کودکان در سال ۱۳۰۱ در تهران زاده شد و در دیماه سال ۱۳۹۵ در امریکا چشم از جهان فروبست.
از جمله آثاری که محمدزمان زمانی تصویرگری آن را برعهده داشته است، میتوان به کتابهای خورشید، بازی و سرگرمی، بدن من، گمشدهی لب دریا، کره اسب سیاه، اژدهای سیاه، پروانهها و باران، درختکاری مشهدی اکبر، ده امیرآباد، شاخهای ملوس، قصه نخودی، ماه در دره نیلوفرها، یک روز با ملا نصرالدین، فارسی چهارم دبستان، فارسی سوم دبستان، کتاب چهارم دبستان، کتاب فارسی دوم دبستان و تعلیمات دینی اشاره کرد.
متن زیر، زندگینامهای محمدزمانی زمانی برگرفته از جلد دهم مجموعهی دهجلدی «تاریخ ادبیات کودکان» است که در سال ۱۳۸۲ در گفتوگو با موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان به آن اشاره کرده است.
«من با شنیدن قصههای مادرم و شاهنامهخوانی پدرم، با دنیای قصهها و افسانهها آشنا شدم. قبل از آموختن خواندن و نوشتن به دنیای تصویر راه پیدا کردم. تصویرسازی بیشتر کتابها را محمدناصر صفا انجام میداد. این تصویرها برای من دنیایی بود.
غلامعلی مکتبی تصویرگر کتاب های کودکان در اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۳ زاده شد. پس از پایان دوره ی دبیرستان، برای ادامه ی تحصیل به تهران آمد و به دانشکده هنرهای زیبا رفت.
از آموزش استادانی همچون علی محمد حیدریان، جواد حمیدی و جوادی پور بهره گرفت و با دنیای نقاشی آشنا شد. چون به هنر گرافیک نیز علاقه داشت، مدتی در بخش تصویرسازی کتاب به شکل تجربی کار کرد . پس از گذراندن دوره ی کامل نقاشی در دانشکده ی هنرهای زیبای تهران، به عنوان دانشجوی ممتاز برای ادامه ی تحصیل در رشته ی نقاشی به فرانسه رفت و ۶ سال در بوزار پاریس زیر نظر استادانی همچون "ژان سووربی" و "روژه شاستل" فرا گرفتن هنر نقاشی را ادامه داد.
پس از بازگشت به ایران در مؤسسه ی انتشاراتی فرانکلین به کار تصویرگری کتاب پرداخت و تا کنون بیش از ۵۰ ا کتاب شعر را تصویرگری کرده است. تصویرگری کتاب های: "حسنی تو شهر قصه"، "حسنی نگو یه دسته گل"، "آقا باهوش"، "پسته دهان بسته"، "آسمان دریا شد"، " آسمان هنوز آبی است"، "ابلق "ٰ، "ابن سینا"، "از سادگی تا تأثیرگذاری طرح ها و رنگ ها"، "از همه بهتر مامان منه"، "بابای من قشنگ است"، "بازی ابر و باد"، "باغ فرشته ها"، "بزغاله خانم "، "بلبل نوک طلا و باغ آرزوها" و " پس کی برف می بارد؟" کار اوست.
مکتبی بر تصویرگری کتاب های آموزشی ایران در سه مرحله: سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۶ و از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۰ نظارت داشته و در حال حاضر، کارشناس راهنمای گروه تصویرگری دوره ی جدید کتاب های درسی است.
محمد بهرامی
وی در صنایع مستظرفه نزد استادان نقاشی ملی و سنتی ایران به فراگیری این هنر پرداخت و از دانشکده هنرهای زیبا فارغالتحصیل شد و دوره عکاسی را در انستیتو عکاسی نیویورک با درجه ممتاز به پایان رساند. وی سال ۱۳۲۵ نخستین آتلیه خود را به نام «آرک» از نخستین آتلیههای گرافیک ایران با همکاری شاگردش جواد هاتف در خیابان لالهزار تأسیس کرد. بسیاری از استادان گرافیک و هنرهای تجسمی از جمله مرتضی ممیز، آیدین آغداشلو، محمد احصایی، علی اکبر صادقی، پرویز کلانتری، محمد تجویدی، بوریس آسیریان، علی شاهمیری، حسین اسلامیان، محمد علی زاویه، علی اصغر معصومی، عباس کوهزاد و بیوک احمری در این آتلیه با او همکاری داشتند.
داستان روایی خروس زری پیرهن پری
در ساعت های مختلف در مجموعه کتابک شما می توانید در جای جای نمایشگاه شاهد اجرای یک برنامه باشید. در این تصویر کودکان و خانواده های آن ها در حال مشاهده داستان خروس زری پیرهن پری با اجرای موسیقی زنده همراه با گوینده هستند.
داستان بز زنگوله پا
در این تصویر نیز می توانید فضای بازسازی شده داستان بز زنگوله پا را مشاهده کنید.
افزودن دیدگاه جدید