اطلاعات تماس:

.۴۴۳۷۶۸۱۹ .۰۹۱۲۴۲۵۰۱۴۲

من یکی از دوست‌های عسل، یعنی همان بچه خرسه هستم. من هم دیگر بچه آدم نیستم، من تازگی یک بچه گربه شده...
آموختن روش‌های محافظت از خود، شاید مهمترین کاری باشد که والدین برای فرزندانشان انجام می‌دهند؛ حتی...
داستان کوتاه کودکانه درباره طبیعت - قسمت اول
ترنج دختری ۷ ساله است که با پدر و مادرش در شمال ایران و در شهر انزلی زندگی میکند. ترنج خیلی شهرش را...
لیست کتاب هایی که در این مطلب معرفی می شوند: قصه‌هایی برای ۱ تا ۶ ساله‌ها لنگه جوراب گمشده و ۱۰...
دری-فانتاسماگوری

کتاب داستان کودک ۷ تا ۹ سال - دری فانتاسماگوری

دری، دختر کوچولوی ۶ ساله دارد. دوست خیالی ای او هیولایی است به نام مری. البته دری معتقد است که هیولاهای زیادی در خانه آن ها زندگی می کنند مثل هیولای ماشین لباس‌شوی، هیولای جاروبرقی، هیولای توالت یا راه پله، یا هیولای سس گوجه که وقتی  فشارش می دهی صدایش در می آید. خواهر و برادر بزرگترش، ویولت و لوک، دوست ندارند با او بازی کنند، از خیالبافی های او کلافه اند و معتقدند که رفتارش مثل نی نی کوچولوهاست. سرانجام روزی ویولت و لوک برای اینکه او از کارهای بچه گانه اش دست بردارد به او می گویند خانمی به نام گابل گراکر وجود دارد که نی نی کوچولوها را می دزدد.

غافل از این که این حرف، به خیالپردازی دری دامن می زند. او بازی جدیدی را با حضور خانم گابل گراکر اختراع می کند و با کمک دوست خیالی اش مری و نگهبانش آقای ناگی (که او هم یک آدم کوچولوی خیالی است) تلاش می کند از دست خانم گابل گراکر فرار کند و دردسرهای بیشتری برای ویولت و لوک به وجود می آورد. سرانجام وقتی دری توپ ویولت را از چاه توالت در می آورد ویولت و لوک درباره ی خواهر کوچولویشان تغییر عقیده می دهند و او را هم بازی می دهند.

دری فانتاسماگوری داستان خنده داری است به کمک متن و تصویر رابطه ی خواهر و برادرهایی را روایت می کند که فاصله سنی شان زیاد است و در مراحل متفاوتی از رشد قرار دارند. ویولت و لوک با هم به راحتی کنار می آیند اما دری را به جمع خود راه نمی دهند. داستان تلاش ها و کشمکش های دری برای کنار آمدن با تنهایی و پذیرفتن شدن در این جمع است.

مجموعه داستان های دری برای بلندخوانی دو نفره (والد- مربی و کودک) مناسب است. 

جلد دیگر این مجموعه «دری و دوست راست راستکی اش» نام دارد. در این داستان دری به کلاس اول می رود. خواهر و برادر بزرگش فهرست بلندبالایی از کارهایی که نباید بکند آماده کرده‌اند: 

  • دیگه نمی تونی تمام روز با این لباس خواب کهنه و کثیف بچرخی
  • نباید توی مدرسه با خودت حرف بزنی
  • دیگه مثل پارسال نمی تونی با چیزهای توی کلاس قلعه درست کنی
  • فقط سعی کن خیال بافی نکنی
  • و یک چیز خیلی مهم که باید یادت بمونه اینه که خودت نباشی

 او بسیار نگران است چون خواهر و برادرش به او می گویند که اگر به این کارهایش ادامه دهد در مدرسه تنها خواهد ماند و به او توصیه می کنند که «خودت نباش»

اما این توصیه‌ها نه تنها به او کمکی نمی‌کند بلکه سبب سردرگمی‌اش می‌شود. او دوست دارد با همکلاسی اش رزابل دختری که دو تا از دندان های جلویی اش افتاده است و لباس مدل قدیمی با دامنی پفی می پوشد دوست شود. اما اوضاع چندان خوب پیش نمی رود. از سوی دیگر ویولت و لوک حرف او را درباره ی رزابل باور نمی کنند. دری مستاصل و بسیار غمگین است. اما هیولایش مری به کمکش می‌پاید و به او اطمینان می دهد که برای دوست شدن با رزابل کافی است که خودش باشد.  

منبع کتاب دری فانتاسماگوری وب سایت کتابک است. برای دریافت اطلاعات بیشتر می توانید به این وب سایت بی نظیر رجوع کنید.

نام انگلیسی کتاب
۲۰۱۵,Dory Fantasmagory
نویسنده
تصویرگران
سال انتشار
۱۳۹۴
نویسنده متن

افزودن دیدگاه جدید

اطلاعات تماس:

.۴۴۳۷۶۸۱۹ .۰۹۱۲۴۲۵۰۱۴۲