شعرهای صوتی برای کودک و نوجوان

شعر نوجوان برکه:     توی صحرا برکه ای  بی صدا خوابیده است  خوش به حالش شاید او  خواب دریا دیده است     خواب دریائی که شب  بی صداو ساده است  زیر نور آفتاب  روزها لم داده است    آسمان را روز و شب  در دلش جا می دهد  دست های نرم او  بوی دریا می دهد   ...
شعر نوجوان باران:   آمدی از کوچه های خیس ابر  آسمان طوفانی و دل گیر شد  شد فراری با حضورت آفتاب  شهر ما خوشحال و غافلگیر شد    پاک و زیبائی که می باری به خاک  ساده ای و نرمی و بی ادعا  بر گل و برگ درخت  و کوهسار  می زنی تو بوسه های بی صدا    می رسی...
شعر نوجوان نیلوفر:   نیلو فر دوست دارم که ببینم هر روز  خنده های گل تنهایم را  صورتی رنگ و بنفش و نیلی   گل نیلوفر زیبایم را    کاش می شد تک و تنها یک روز  توی یک لحظه ی کوتاه و قشنگ  دست هایم پرو بالم می شد  مثل یک شاپرک رنگارنگ    صبح قبل از همه ی...
شعر کودک درباره بهداشت:     برای ما بچه ها یه دوست خوبه بهداشت باید که دوست خوب و توی خونه نگه داشت مسواک و حوله باید چرا باشه همیشه؟ هرکس اینو بدونه هرگز مریض نمیشه قبل از غذا می شوریم دست و با آب و صابون تا میکروبا نباشن کنار سفره مهمون برای ما...
شعر کودک درباره بازی:     بچه خوب و مهربون همبازیشو هل نمیده هر چیزی که خودش داره فوری به دوستش هم میده
شعر کودک درباره پاییز:   پاییز اومد دوباره برگاشدن ستاره ستاره طلایی زرد وسرخ وحنایی آمد باد شبانه برگا را دانه دانه از شاخه ها جدا کرد توی هوا رها کرد  
شعر کودک درباره صبح:   صبح که میشه خروسم میزنه زیر آواز میگه دیگه بیدار شو کوچولو از خواب ناز از رختخواب در بیا خورشید خانوم بیداره زمین چه روشن شده از نور اون دوباره پاشو دیگه عزیزم پاشو با لب خندون سلام بکن به بابا به مادر مهربون  
شعر کودک درباره دکتر:   دکتر چه مهربونه درد منو میدونه زخم منو میبنده با شوخی و با خنده میگه مریض کوچولو کوچولو و موچولو برو بخواب تو خونه دوای تو همینه تا که بشی سلامت خوشحال و شاد و راحت  
شعر کودک درباره پلیس:     شبا که ما میخوابیم آقا پلیسه بیداره ما خواب خوش میبینیم اون دنبال شکاره آقا پلیس زرنگه با دزدا خوب میجنگه ما هم اونو دوست داریم بهش احترام میزاریم
سارا دختری ۴ ساله است او در شهر شیراز زندگی می کند مادر او معلم مدرسه است بخاطر همین سارا صبح زود همراه مادرش به مهدکودک می رود  و پس از تعطیلی مدرسه مادر سارا میره مهد کودک دنبالش و اون ها با هم به خونه بر می گردن وقتی به خونه می رسن مامان سارا بعد...
شعر کودک شب و ستاره:  شب اومد و ستاره رو آسمون نشسته نه یك ، نه ده ، نه صدتا هزار هزار تا دسته ستاره توی شبها چراغ آسمونه مثل گل و بنفشه تو باغ آسمونه یك كمی این طرفتر ماه قشنگ و زیباست دلش گرفته امشب برای اینكه تنهاست شاعر : علی اصغر نصرتی
شعر کودک دریاچه آبی: دریاچه آبی رنگه توش ماهی و نهنگه ماهی رو موج می شینه نهنگ اونو می بینه می گه نهنگ پرزور یه وقت نری راه دور شب که بشه، جای شام می خورمت هام و هام ماهیه از روموجا می پره توی دریا زودی شناکنون می ره به یک جای دور دور آخ که بازم جا...
  پدر بزرگ خوبمهمیشه مهربونهوقتی كه پیشم باشهبرام كتاب می خونهمادر بزرگ نازمخیلی برام عزیزههرچی غذا می پزهخوشمزه و لذیذهوقتی با اونها باشمغصه و غم ندارمدنیا برام قشنگههیچ چیزی كم ندارم. شاعر : جواد محقّق
شعر کودک درباره مادربزرگ:   مادر بزرگ وقتی اومد خسته بود چارقدشو دور سرش بسته بود صدای کفشش که اومد دویدم دور گلای دامنش پریدم بوسه زدم روی لپاش تموم شد خستگی هاش
شعرخوانی برای کودکان در جهت افزایش هوش اجتماعی و رشد توانایی ارتباطی آن ها تاثیر بالایی دارد. اشعار مخصوص کودکان ضمن کوتاه بودن و در برداشتن مفاهیم خاص باید آهنگین باشد تا بتواند توجه و علاقه آن ها را جذب کند. بنابراین شعر کودک باید از نظر دایره...