اطلاعات تماس:

.۴۴۳۷۶۸۱۹ .۰۹۱۲۴۲۵۰۱۴۲

من یکی از دوست‌های عسل، یعنی همان بچه خرسه هستم. من هم دیگر بچه آدم نیستم، من تازگی یک بچه گربه شده...
آموختن روش‌های محافظت از خود، شاید مهمترین کاری باشد که والدین برای فرزندانشان انجام می‌دهند؛ حتی...
داستان کوتاه کودکانه درباره طبیعت - قسمت اول
ترنج دختری ۷ ساله است که با پدر و مادرش در شمال ایران و در شهر انزلی زندگی میکند. ترنج خیلی شهرش را...
کتاب های قصه کودکی ای که در این مطلب معرفی می شوند همگی یا چندجلدی هستند یا شامل چندین داستان در یک...

کودک و تاثیرات طلاق: در چه سنی و چگونه؟

من در خانواده ‌ای پرورش یافتم که والدینم تصمیم گرفتند بخاطر ما به زندگی زناشویی تاسف‌ برانگیز خود ادامه دهند، برای من طلاق والدین بسیار بهتر است از سالها زندگی در خانه ‌ای که والدین مدام در حال جنگ و دعوا هستند، به همدیگر احترام نمی‌ گذارند و بچه‌ ها با ناراحتی و عصبانیت مداوم بزرگ می‌شوند. این دنیایی بود که من در آن پرورش یافتم و زخم ‌هایی که از آن خوردم هنوز در زندگی‌ ام باقی مانده و باقی خواهد ماند. من باور دارم که ماندن در یک ازدواج فقط به خاطر بچه ‌ها یک انتخاب فیزیکی است که هیچ نگاهی به درد احساسی و روانی که فرزندان متحمل می‌شوند ندارد. در چنین محیطی هیچ الگوی مثبتی از اینکه ازدواج چیست و چطور باید باشد برای بچه ‌ها وجود ندارد. درواقع، حتی باعث میشود در نظر آنها ازدواج چیزی ترس‌ آور و ناراحت ‌کننده به نظر آید که باید از آن دوری کرد.

وقتی والدین از نظر احساسی از هم جدا شده باشند و فقط زندگی فیزیکی کنار هم داشته باشند، خوشبختی، هماهنگی، همکاری، احترام و لذت حضور نخواهد داشت. بچه‌ ها این را احساس کرده، سردرگم می‌شوند و خیلی وقت ‌ها هم خودشان را مقصر برای بدبختی والدینشان تصور می ‌کنند. درنتیجه افرادی عصبی و مضطرب بزرگ شده و هیچ آرامشی در دوران کودکی خود تجربه نمی ‌کنند. زخم‌هایی که چنین زندگی بر جای می‌گذارد کم از زخم‌ های زندگی کودکانی که والدینشان از هم طلاق می‌گیرند ندارد. به عقیده من، والدینی که در زندگی زناشویی خود به مشکلی می‌ خورند که قابل حل نیست و به همین دلیل تصمیم به طلاق می‌ گیرند انتخاب بسیار بهتری دارند و انتخاب آنها به نفع همه اعضای خانواده خواهد بود. والدین خود من می ‌بایست در همان ابتدای ازدواج خود از هم جدا می‌شدند. آنها زندگی بسیار ناخوشایندی در کنار هم داشته، احترامی برای هم قائل نبوده و فرزندان خود را در خانه ‌ای پر از خشم، اضطراب، و مشاجرات و دعواهای مکرر بزرگ کردند. یادم می‌آید که مادرم روزی از من پرسید که بهتر بود از پدرم جدا شود یا نه. من با فریاد گفتم، "نه!" من مادر و پدری مثل مادرها و پدرهای بقیه بچه ‌ها می‌خواستم. با اینکه کودکی ناخوشایند و سرشار از احساس ناامنی داشتم، می‌ترسیدم و نمی‌دانستم که با طلاق والدینم زندگی ‌ام چطور خواهد شد. البته مادرم هم شهامت لازم برای این کار را نداشت و سالها به زندگی تاسف ‌آور خود ادامه داد. امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم که آن یک اشتباه بود. هیچکدام از والدین من آدم‌های بدی نبودند فقط به درد هم نمی‌خوردند. مهارت‌های ارتباطی‌شان بسیار ضعیف بود و هرکدام فقط دوست داشتند به هر قیمتی که شده در دعواهای بین ‌شان پیروز شوند. البته هزینه اصلی که پرداخت کردند سلامت فرزندانشان بود. من فکر می‌کنم هر کدام از والدینم اگر طلاق می‌گرفتند، مجرد می‌ماندند یا شریک دیگری برای زندگی خود انتخاب می‌کردند، زندگی به مراتب بهتر و شادتر را تجربه می‌کردند. به همین دلیل بود که وقتی زندگی زناشویی خودم دچار مشکل شد، راه دیگر را انتخاب کردم. اما بخاطر تجربیات کودکی‌ ام فهمیده بودم که در یک طلاق چه کارهایی را نباید کرد. همه تلاشم این بود که طلاقی به گفته خودم فرزندسالار داشته باشم. من و همسر سابقم با همکاری هم رابطه‌ ای خوب بین خودمان نگه داشتیم تا پسرمان از ده سالگی تا بیست سالگی برسد. چیزی که خوشحالم می‌کند این است که پسرم که الان به جوانی تبدیل شده، این همکاری‌های ما را تایید کرده و قدردان آن است. خوشبختانه با وجود تجربیات تلخ کودکی هنوز به ازدواج اعتقاد دارم و بعد از شکست در ازدواج اولم، دوباره ازدواج کردم.

توصیه من به والدینی که در زندگی زناشویی خود مشکل دارند این است که: اگر والدین بلوغ و قاطعیت کافی برای کمک گرفتن از متخصص را قبل از طلاق داشته باشند می‌توانند یاد بگیرند چطور به طور مثبتی دوباره با هم ارتباط برقرار کرده و تعهدشان را به ازدواج از سر بگیرند. این به نفع همه اعضای خانواده خواهد بود. اما اگر بچه ‌ها در یک منطقه جنگی یا سکوت و بی ‌تفاوتی یک ازدواج مرده بزرگ می‌شوند، طلاق در را به سوی آینده ‌ای سالم‌تر و شادتر برای بچه ‌ها باز خواهد کرد. اما طلاق والدین همیشه یک راه‌ حل نبوده است. برای اینکه بهترین نتیجه عاید فرزندان شود، والدین باید بعد از طلاق همکاری لازم برای مرکزیت دادن به بچه ‌ها و اولویت دادن به سلامت روحی و روانی آنها را داشته باشند.

قدم اول براي داشتن ارتباطي مناسب با کودکان بعد از طلاق، آگاهي داشتن از نيازهاي کودکان در سنين مختلف و برنامه ريزي بر مبناي نيازها و ويژگي هاست.«سپيده دانايي» در گزارشي اشاره اي مختصر به اين موضوع در چهار گروه سني داشته است که در ادامه مي خوانيد:

طلاق در کودکان ۳ تا ۶ سال(سال هاي پيش از دبستان)

چه ويژگي هايي دارند؟ در اين سن بچه ها توانايي هاي شناختي، زباني و ارتباطي خود را تقويت مي کنند. اگر جدايي والدين با درگيري هاي کمي همراه باشد يا حداقل به کودک منتقل نشود و از سويي ارتباط او با والدين حفظ شود کودک مي تواند به مهدکودک برود و رشد منظم و خوبي داشته باشد و اعتماد به نفس و عزت نفس او نيز حفظ شود.

عوارض طلاق:

زماني که بچه ها از اختلافات والدين سر درنمي آورند.مشکل آغاز مي شود. تأخيرهاي رشدي يا بازگشت به دوره هاي قبل در زمينه توالت رفتن، خوابيدن يا غذا خوردن مي تواند در اين شرايط مشاهده شود. افسردگي نيز در اين گروه سني مي تواند روي دهد. کابوس هاي شبانه از ديگر مشکلات بچه ها در اين گروه سني است. آسيب به اعتماد به نفس يا بروز رفتارهاي پرخاشگرانه يا اضطرابي نيز ممکن است در بچه ها ديده شود. بچه ها در اين سن نگران والدين خود هستند و دوست دارند از آن ها مراقبت و آن ها را براي خود حفظ کنند.

نکاتي که بايد به آن ها توجه شود:

* بچه هاي بالاتر از سه سال به خوبي مي توانند شبي را نزد والد ديگر خود بگذرانند و به مشکلي بر نخورند. البته اگر قرار باشد اين تغييرات با فواصل کوتاه و پي درپي روي دهد احتمال بروز مشکل وجود دارد.

* قوانين و نظم در خانه هر کدام از والدين بهتر است مشابه باشد براي اين منظور لازم است حتماً در مورد برنامه هاي تغذيه، خواب، وضعيت پزشکي، دستشويي رفتن، ارتباطات اجتماعي و عاطفي او و ديگر مسائل با همسر سابق خود گفت وگو کنيد.

* بچه ها در اين دوره سني براي خود خواسته هايي دارند و خودشان هم ممکن است اعمال نظر کنند، نظر آن ها را محترم بشماريد و سعي کنيد آن را در برنامه ريزي براي ملاقات با والدين دخالت دهيد.

طلاق در کودکان بدوتولد تا ۳ سالگي

چه ويژگي هايي دارند؟ مهم ترين نکته در اين سن اعتماد کودکان به اطرافيان و دنياي بيرون است. در پايان سه سالگي انتظار اين است که کودک بتواند خودش را جداي از والدين و مراقبان در نظر بگيرد، از نظر هيجاني تا حدي خودش را بشناسد و از فوران اوليه هيجانات خارج شده باشد، مهارت هاي کلامي براي برقراري ارتباط بيابد و آموزش دست شويي رفتن در او پايان پذيرفته باشد. در اين محدوده سني بچه ها نياز دارند بتوانند اتفاقات اطراف خود را پيش بيني کنند.

عوارض طلاق:

در اين دوره در صورتي که برنامه روزانه و باثبات بچه ها به شدت به هم بريزد يا طلاق والدين پرتنش باشد مي تواند با عوارضي چون بازگشت بچه ها به رفتارهاي سنين پايين، مثل خيس کردن خود يا انگشت مکيدن همراه باشد، علاه بر اين مي تواند اختلال در خواب و تحريک پذيري در اين بچه ها ديده شود.برخي بچه ها ممکن است علائم افسردگي را از خود نشان دهند، به ويژه که غالب آنها توان بيان کردن دقيق احساسات و خواسته هاي خود را ندارند.ميگناir اضطراب جدايي که در اين گروه سني به صورت معمول تا حدي ديده مي شود در اين گروه از بچه ها مي تواند شکلي اغراق شده به خود بگيرد.در اين شرايط اگر والدين که از هم جدا شده اند نيز دچار افسردگي شوند، احتمالاً مراقبت هاي اوليه از کودکان مي تواند مختل شود. بايد توجه داشت بچه هاي اين گروه سني از نظر اختلال در رشد بسيار آسيب پذير هستند.

نکاتي که بايد توجه داشت:

* تا هجده ماهگي دقت شود برنامه مراقبتي کودک تغييري نکند و فقط يک نفر از او مواظبت کند. ثبات مراقبت در اين سن براي ايجاد اعتماد در بچه ها اهميت بسياري دارد.

* در زير يک سالگي، زماني که کودک با والد ديگري که پيش او زندگي نمي کند، مي خواهد سر کند، فقط در حد چند ساعت باشد و براي خواب دوباره نزد همان والد ثابت خود برگردد.

* در محدوده هجده ماهگي تا سه سالگي با توجه به افزايش توانايي شناختي کودک و حافظه او مي تواند براي يک شب در هفته نزد والد ديگر برود.

اگر مي خواهيد فرزند شما آسيب کمتري بعد از طلاق ببيند سعي کنيد برنامه هايي که براي او در خانه هر کدام از والدين در نظر داريد کاملا مشابه هم باشد.

برنامه هايي مانند زمان خواب ، نوع و ميزان تغذيه، تفريح، بازي و سرگرمي، تماشاي تلويزيون و ...

براي اين منظور لازم است قبل از آن‌که فرزندان شما با دو برنامه متفاوت درگير شوند با همسر سابق خود به گفت و گو بنشينيد و در اين با ره به يک جمع بندي کلي برسيد

در ضمن به ياد داشته باشيد اگر فرزند شما در سنين نوجواني است حتما بايد برنامه ريزي براي حضور در خانه هر کدام از والدين با مشورت او باشد. برخي از بچه ها ترجيح مي دهند بيشتر در خانه يکي از والدين باشند تا از اين طريق راحت تر بتوانند با دوستان خود ارتباط برقرار کنند. البته حواس تان باشد برخي از بچه ها موضوع حضور در خانه هر کدام از والدين را تبديل به موضوعي براي تحت فشار قرار دادن والد ديگر مي کنند و از اين طريق به دنبال عملي کردن خواسته هاي خود هستند.

۱۳ تا ۱۷ سالگي (سال هاي نوجواني)

چه ويژگي هايي دارند؟ مهم ترين تغيير در دوران نوجواني استقلال و خودمختاري نوجوانان است. در اين سن نوسانات خلقي، لجبازي يا عدم اطاعت از دستور بزرگ ترها ديده مي شود که البته بخشي از آن به هويت يابي نوجوانان بازمي گردد. باورها، تفکرات و اصول اخلاقي بچه ها در اين سنين مي تواند تغيير کند.

عوارض طلاق:

زماني که طلاق در اين دوره روي مي دهد احساسات و هيجانات متفاوتي را نوجوانان تجربه مي کنند. خشم، احساس گناه و نگراني از آينده خود و خانواده از شايع ترين مواردي است که آن ها را مشغول خود مي سازد. اگر قرار باشد والدين اختلافات خود را جلوي آن ها بيان کنند، ممکن است نوجوان از هر دو والد دوري کند و بين خود و آن ها فاصل بيندازد. اگر درگيري ها در خانه شديد باشد ممکن است افسردگي، خودکشي، سوء مصرف مواد، افت تحصيلي و رفتارهاي پرخاشگرانه در اين بچه ها ديده شود.

نکاتي که بايد توجه کرد:

* نوجوانان به دلايل گوناگون ممکن است بخواهند از هر دو والد دوري کنند، در اين شرايط در عوض فشار آوردن بيشتر سعي کنيد کمي آن ها را درک کنيد يا از نزديکان معتمد يا مشاور بخواهيد به فرزندتان کمک کند تا فاصله او با شما بيشتر از اين نشود.

* برنامه ريزي براي حضور در خانه هر کدام از والدين در اين سن بايد با مشورت نوجوانان باشد. برخي از بچه ها ترجيح مي دهند بيشتر در خانه يکي از والدين باشند تا از اين طريق راحت تر بتوانند با دوستان خود ارتباط برقرار کنند. البته حواس تان باشد برخي از بچه ها موضوع حضور در خانه هر کدام از والدين را تبديل به موضوعي براي تحت فشار قرار دادن والد ديگر مي کنند و از اين طريق به دنبال عملي کردن خواسته هاي خود هستند.

* اگر بيش از يک فرزند در اين سن داشته باشيد ممکن است براي برنامه ريزي ها دچار مشکل شويد. چرا که هر کدام از آن ها اصرار دارند مطابق نظرشان عمل شود. در اين شرايط با گفت وگو مسئله را حل کنيد تا رابطه شما وارد لجبازي نشود.

۶ تا ۱۲ سالگي( سال هاي دبستان)

چه ويژگي هايي دارند؟ در اين دوره سني بچه ها مي توانند انضباط اجتماعي را درک کنند و با قوانين به خوبي کنار بيايند. از سويي ارتباط با همسالان اهميت بسياري دارد. مشارکت در کارهاي گروهي يکي از موضوعات مهم در اين گروه سني است. طي اين دوره بچه ها مي توانند احساسات خود را بهتر بشناسند و از نظر شناختي رشد قابل توجهي دارند. آن ها مي توانند در حوزه هاي مختلف ورزشي، هنري، شناختي و... مهارت کسب کنند. زماني که بتوانند عملکردي خوب در مدرسه، گروه هاي بازي و همسالان و خانواده داشته باشند، عزت نفس شان افزايش مي يابد.

عوارض طلاق:

در سال هاي ابتدايي دبستان ممکن است، بعد از طلاق، کودک احساس غم و ناراحتي کند و دلش براي ديگر اعضاي خانواده تنگ شود. اما در سال هاي بالاتر احساس خشم يا احساس گناه هم مي تواند ديده شود. ممکن است کودک احساس کند در طلاق مقصر است، به ويژه اگر اختلافات مربوط به حضانت او نيز وارد ماجرا شود. اين گروه از بچه ها علايم گسترده اي را مي توانند نشان دهند. از افت درسي بگيريد تا مشکلات ارتباطي با همکلاسي ها و دوستان و از مشکلات خواب تا تغذيه و افسردگي و خشم و... در اين سن، بچه ها از اختلافات به شدت آسيب مي بينند و اگر يکي از والدين افسرده باشد رفتارهاي مراقبتي مي تواند در کودک افزايش يابد.

نکاتي که بايد توجه داشت:

* بچه ها در اين سن خودشان نظراتي خاص براي حضور در خانه هر کدام از والدين دارند. شايد آن ها بخواهند به صورت مساوي در خانه هر کدام از والدين باشند. اما واقعيت اين است که حضور مساوي نه ممکن است و نه مي تواند چندان مفيد باشد. با توجه به اين که وسايل مدرسه بچه ها زياد است امکان جابه جايي به ميزان زياد وجود ندارد.

* استفاده از بچه ها به عنوان پيام رسان يا جاسوس يکي ديگر از خطراتي است که ممکن است در اين دوره روي دهد. چرا که بچه ها آن قدر بزرگ هستند که بتوانند پيغام ببرند يا گزارش دهند و البته آن قدر کوچک هستند که نمي توانند در مقابل پدر و مادر نه بگويند. اما يادتان باشد اين کار مي تواند عوارض زيادي براي کودک داشته باشد.

 

 

برگرفته از سایت عصر ایران  , سایت با کودک 

کاربر گرامی شماره تماس، ایمیل شما به هیچ عنوان روی وب سایت رادیوکودک نمایش داده نخواهد شد.
اگر می خواهید نام شما نیز بصورت عمومی نمایش داده نشود از عبارت "ناشناس" استفاده نمائید.

افزودن دیدگاه جدید

اطلاعات تماس:

.۴۴۳۷۶۸۱۹ .۰۹۱۲۴۲۵۰۱۴۲

اطلاعات تماس:

.۴۴۳۷۶۸۱۹ .۰۹۱۲۴۲۵۰۱۴۲